تبلیغات
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - مطالب اطلاعات دینی و مذهبی
 
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
قال الله عزّوجلّ : ولایت علی ابن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود. (عیون اخبارالرضا(ع
درباره وبلاگ


لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شرکت کنید
ادعیه، دعاهای عظیم الشان، ترفندهای کامپیوتر، رایانه، نرم افزارهای، شعرهای ناب، داستان های زیبا، اشعار شاعران ،برنامه های کاربردی، عکس ها، کتاب برای موبایل، کدهای جاوا اسکریپ، دانلود برنامه موبایل، دانلود برنامه کامپیوتر، دانلود برنامه های کاربردی، دانلود فیلم، دانلود مستند، دانلود عکس های مذهبی، دانلود نرم افزار، دانلود کلیپ، دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود کارتون، دانلود انیمیشن، دانلود کلیپ، دانلود برنامه، دانلود برنامه کاربردی، دانلود ابزار اینترنت، دانلود زندگینامه شهدا، دانستنی ها، دانستنیها، اطلاعات، برنامه های اندروید، اندروید موبایل

مدیر وبلاگ : محمد
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای تعجیل در ظهور آقا امام زمام علیه السلام انتخاب می کنید؟









شنبه 10 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد
اگه تو گناه نکردن تو موضوع خاصی بر خودتون تسلط نداشتید و نتونستید ترکش کنید (هر زمینه ای) دیگه وقتشه از توسل استفاده کنید به هر امام و معصومی که فکر می کنید بیشتر شناخت و انس و ارادت دارید توسط بجویید مثلا تو قضیه نگاه به نامحرم اگه نتونستید بعد مدتها تمرین و سرزنش خودتون دست از اینکار بردارید مثلا به امام زمان توسل و استغاثه بجویید که کمکتون کنه یا دو رکعت نماز به نیت هدیه به امام زمان و درخواست کمک از ایشان تا زمانی که محقق بشه درخواستتون ادامه بدید . 100% مجرب و کاربردی هست تضمینی.
یا علی مدد




نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : درمان اصرار برگناه، ترک گناه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : محمد

مى دانیم که اسلام با هر عاملى که موجب انحراف جنسى گردد مخالف است و به شدت با آن مبارزه مى کند: نگاه کردن ، لخت شدن ، لباس زننده پوشیدن ، مطالب بدآموز مطرح کردن : چه از طریق کتاب و چه از طریق فیلم و یا موسیقى ، ترانه و یا سرودهاى تحریک کننده .
در عین اینکه اسلام در مبارزه با مفاسد با علتها مخالفت مى کند، با پدیده هاى مفاسد هم مخالفت مى کند، یکى از مفاسد اجتماعى که اسلام از راههاى مختلف با آن به مخالفت برخاسته زناست .
عظمت مطلب از روایات زیر روشن مى گردد:
رسول خدا (ص ) فرمود: وقتى زنا زیاد گردد مرگهاى ناگهانى فراوان شود.
در روایت دیگرى رسول (خدا(ص فرمود: زنا پنج اثر دارد: آبرو را مى برد (نور صورت بر طرف مى شود) فقر مى آورد، عمر را کوتاه مى کند، خدا را عصبانى مى سازد و زناکار براى همیشه در جهنم مى ماند.
و در روایت دیگر از امام صادق (ع ) است که فرمود: زنا کار سه ضرر در دنیا دارد و سه ضرر در آخرت ، در دنیا نور صورتش گرفته مى شود، فقیر مى گردد و عمرش کوتاه مى شود، در آخرت خدا از دست او عصبانى مى شود، حسابش سخت است و در عذاب جهنم براى همیشه خواهد ماند.
امام صادق (ع ) فرمود: تجاوز به ناموس مردم موجب تجاوز به ناموس ‍ زناکار مى گردد.
از آنجا که در و دیوار و زمین از گواهان اعمال ما هستند؛ روز قیامت گواهى به کارهاى خوب و بد ما خواهند داد.
رسولخدا(ص ) فرمود: ناله اى که زمین براى انجام سه عمل مى کند نمونه ندارد: خونى که بى جهت روى زمین ریخته شود، غسل جنابت از زنا و براى نماز صبح خواب ماندن .
در مورد عذاب زناکار همین بس که به فرموده رسول خدا(ص ): روز قیامت ، خدا به سه دسته اعتناء نمى کند: حرف نمى زند، تصفیه آنها را نمى پذیرد، و به آنها نگاه نمى کند و عذاب ابدى مخصوص آنهاست : پیر زناکار، پادشاه ستمگر و خود خواه مغرور.
این روایت شدت عذاب زناکاران را روشن مى سازد: امیرالمؤ منین (ع ) فرمود: روز قیامت بوى گندى مى وزد که همه مردم از آن ناراحت مى شوند و دماغ خود را مى گیرند، فریاد مى رسد: آیا مى دانید این بوئى که شما را آزار داد چه بود؟
مردم مى گویند: نفهمیدیم و خیلى ما را ناراحت کرد.
گفته مى شود: این بوى تعفن از پائین بدن زناکارانى است که توبه نکرده اند و از دنیا رفته اند، خدا آنان را لعنت کرده و شما هم آنان را لعنت کنید.تمام مردم با این فریاد: خدایا زناکاران را لعنت کن .
در روایت دیگرى فرمود: بوى تعفن آنان تا 500 سال راه مى رود و مردم آزار مى کشند. (و خودشان هم پیش مردم شرمنده اند.)
رسول (خد(ص در روایت دیگرى فرمود: مهمترین گناهان در نزد خدا اینها هستند: کشتن پیامبر، امام ، خراب کردن کعبه (قبله مسلمانان ) و زنا. (توجه فرمودید که گناه زنا در ردیف کشتن پیامبر و امام (ع ) و خراب کردن خانه خدا (مکه ) است .
اسلام تنها عمل زناشوئى را زنا نمى داند بلکه مقدمه آنرا هم زنا مى داند و براى هر عضوى زنائى در نظر گرفته است : امام صادق و امام باقر (علیهما السلام ) فرمودند:
اعضاى بدن هم زنا مى کنند:زناى چشمها نگاه کردن است ، زناى دهان بوسیدن و زناى دستها بدن نامحرم را لمس کردن ، خواه این مقدمات به عمل زناشوئى برسد یا نرسد.
نه تنها اعضاى بدن در گناه زنا شریک هستند، بلکه واسطه اى که در زنا فعالیت مى کند در گناه زناکار سهیم است و امام صادق (ع ) فرمود: رسولخدا(ص ) واسطه گر را لعن نموده است .
ناگفته نماند که عمل جنسى با حیوان هم در حکم زنا است . این نکته قابل تذکر است که گاهى غیرت مرد به جائى مى رسد که حتى براى حفظ ناموس خود غیرت خروس را هم ندارد و خوک صفت همسر خود را براى دیگران مى برد که چنین فردى گناهش بیشتر از واسطه هاست . این فرد در روایات به عنوان دَیُوث معرفى شده است و این عذابها را دارد:
خدا در قیامت با او حرف نمى زند، به وى اعتناء نمى کند، مورد تصفیه قرار نمى گیرد، عذاب ابدى دارد بوى بهشت که از 500 سال راه فاصله شنیده مى شود او نمى شنود و نماز آنها در دنیا قبول نمى گردد.
در عین این عذاب ها خداوند راه توبه را باز گذاشته است و هر چه زودتر باید زن و مرد این چنینى توبه کنند و پس از توبه واقعى ، بتدریج روح ایمان به آنان باز مى گردد و روز قیامت در بهشت خواهند بود.
امام صادق (ع ) فرمود: در روز قیامت سه دسته آزادند تا حساب پایان یابد: کسى که هیچگاه قصد زنا نکرده ، کسى که مال او به ربا (بهره ) مخلوط نشده و کسى که واسطه زنا و ربا نگردیده است .

منبع:

بلوغ و غریزه جنسی ، ص 145
داستانهایى از پوشش و حجاب ،تاءلیف : على میرخلف زاده






نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : عاقبت زنا و زناکاری، عذاب زناکار، عاقبت زنا، زناکار،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 تیر 1394 :: نویسنده : محمد

 

با سلام این مطلب رو از یکی از وبلاگها گرفتم آدرسش یادم نبود

ولی خدا خیرش بده ان شاءالله

مطالب بسیار جالب و زیبایی هست تقدیم به شما یا علی .

 

1- کلمه روح

 

 1 - کلمه روح به ابجد = 214

2 - ملفوظی عدد 214= دال - ی ا – را جمع ابجدی =247

3-  247 به نطق عدد به حرف می شود ر م ز = رمز

 

2 - حروف مقطعات قرآنی

 


1 – تکرار حروف را حذف نمایید
2 – 14 حرف باقی می ماند به تعداد 14 معصوم
3 – 14 حرف جمله صراط علی حق نمسکه را می سازند.

 

 

3 – رابطه تعداد حروف آیه پنج سوره قصص با نام مبارک

 

 مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام)

 


1 – آیه5 سوره قصص و نریدو ان نمن علی الذین استضعفوا .......

 در باره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام ) است=  تعداد حروف این آیه

۵۹ عدد می باشد.

2 -  مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام) به ابجد = 59 می باشد.

3 – عدد 59= جمعش(9+۵)=۱۴

4 – عدد 14 یعنی چهاردهمین امام معصوم حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه

السلام) می باشد.

 

4 – نام مبارک پیامبر اسلام محمد(صل الله علیه و آله و سلم)

 


1 – محمد به ملفوظی = میم – حا - میم – دال

2– زبر حروف ملفوظی = م – ح - م – د

3 – بینات حروف ملفوظی = یم – ا – یم – ال

4 = جمع بینات ملفوظی به ابجد =132

5– اسلام = 132

6 –بینات اسم پیامبر محمد(صل الله علیه و آله و سلم) =132

7 – محممد بدون تشدید هم به ابجد = 132

 

 

5 – نام مبارک حضرت علی (علیه السلام)

 


1 – علی به ملفوظی= عین – لام – یا

2 – بینات ملفوظی = ین – ام – ا

3 – جمع بینات ملفوظی به ابجد = 102

4 – ایمان = 102

خدا در قرآن به مسلمانان می گوید" نگویید که ایمان آورده ایم بلکه شما اسلام آوردید"

 

 

6 – اصحاب یمین چه کسانی هستند؟


۱ – یمین به ابجد = 110

۲ – علی (علیه السلام) به ابجد = 110

 

7 – غدیر خم و علی(علیه السلام)

 

1– غدیر خم به ابجد = 1854

2– 1854 جمع عددش = 18

3 – زمان= 18 ذی الحجه

4 -  ابلاغ کننده محمد (صل الله علیه و آله و سلم) -  محمد =92

5 – حاصل جمع این زمان و مبلغ در باره کیست =  ؟

6 – زمان 18 +  محمد(صل الله علیه و آله و سلم)92=  ؟

7 - 18 + 92 =110

8– علی(علیه السلام) =110

 

8 - امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) مولود کعبه

 


1 – زمان = 13 رجب

2 – مکان =کعبه

3 - کعبه به ابجد = 97

5 – حاصل جمع این زمان و مکان کیست = ؟

5 – زمان 13 + مکان 97 = 110

6 – علی (علیه السلام) = 110

 

 

9 – اول و آخر  سوره النباء

 


1 – اولین کلمه این سوره = عم

2 - عم یتساء لون =مردم از چه خبر مهمی سوال می کنند.

3 – عن النباء العظیم = از خبر بسیار بزرگ

4– الذی هم فیه مختلفون = که در آن اختلاف کلمه پیدا کردند.

 کلا سیعلمون = چنین نیست بزودی خواهد دانست.

4 - عم به ابجد = 110 و علی (علیه السلام) هم =110

در درون سوال جواب به ابجد مشخص شده است.

5– نباء العظیم = به روایتی از پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم )

علی (علیه السلام) می باشد.

یا علی (علیه السلام) آن خبر مهم تو هستی

6 – فیه مختلفون = همان روز اول رحلت پیامبر( صل الله علیه و آله و سلم ) بر سر خلافت

علی (علیه السلام) اختلاف نظر پیدا شد

 و تا حالا ادامه دارد و مصیبت جهان اسلام و کل جهان از این اختلاف می باشد.

7 – آخرین آیه 40 .... یا لیتنی کنت ترابا = کافران در روز قیامت می گویند ای کاش خاک

بودیم (تا دچار آتش کیفر نمی شودیم)

8 - تراب = خاک

9 – یکی از القاب مشهور علی(علیه السلام) = ابوتراب

10 – ابو تراب= پدر خاک

11- پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا علی (علیه السلام) من و تو پدر این امت هستیم.
عم = جواب این دو حرف در اول اسم ع  علی (علیه السلام)

 م  محمد(صل الله علیه و آله و سلم) آمد.

12 – منظور از ترابا کافران= یعنی ای کاش شیعه علی(علیه السلام) بودیم

13 – یعنی ای کاش شیعه بودیم و ولایت علی (علیه السلام) قبول می کردیم.

 

 

10 – 72 دوفرقه شدن امت

 


1 – پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود :

 امت من 72 فرقه می شوند و فقط یک فرقه از آتش جهنم نجات پیدا می کنند.


2 – فرقه = 385


3 – شیعه = 385

 

والسلام با تشکر از کسی که این مطالب رو جمع آوری کرده و

 صلواتی رو تقدیم به آن بزرگوار کنیم با تشکر  

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعین

 فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله

 یا مهدی جان ادرکنا یا مولای عزیز و حاضرمان ارواحنا فداک

 

 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها

 وَالسِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک





نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : رمز و راز حروف ابجد برای شیعیان،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 آبان 1392 :: نویسنده : محمد

معنای کوثر"کوثر اسم است برای صدیقه اطهر(س) که همان چند معنایی که برای کوثر گفته اند به صدقه ی سر حضرت فاطمه (س) وجود پیدا کرده است.مثل این که گفته اند کوثر یعنی خیر کثیر، چه خیری کثیرتر از وجود مقدس حضرت فاطمه ی زهرا(س) که منشا همه ی خوبی ها و علوم و پیدایش امامان معصومی است که با علم و هدایت خود دنیا را پر از نور و سعادت خواهند نمود؟
● معنای کوثر
کوثر اسم است برای صدیقه اطهر(س) که همان چند معنایی که برای کوثر گفته اند به صدقه ی سر حضرت فاطمه (س) وجود پیدا کرده است.مثل این که گفته اند کوثر یعنی خیر کثیر، چه خیری کثیرتر از وجود مقدس حضرت فاطمه ی زهرا(س) که منشا همه ی خوبی ها و علوم و پیدایش امامان معصومی است که با علم و هدایت خود دنیا را پر از نور و سعادت خواهند نمود؟
ادامه مطلب ...
منبع : به سوی ظهور


ادامه مطلب


نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : معنای کوثر، معنای کوثر در قرآن،
لینک های مرتبط :

شاید تا به حال شما خیلی ها رو دیده باشید كه دوست دارن  منسوب 

 به امام علی(ع) وحضرت زهرا(س) باشند..حتما شما میدونیدكه اگر بین 

 مادر بزرگها و یا پدربزرگهای مادری كسی هر چند ده نسل قبل و بالاتر سیدو

سیده ای باشه این شخص به حضرت زهرا(س)محرم میشه

 و حكم نوه بی بی رو داره...

                        اینست معنای

                     انا اعطیناک الکوثر..

            ای رسول الله ما به تو خیر کثیر دادیم




ادامه مطلب


نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : اگر مادر سید باشد، اگر مادر جز سادات باشه، سیادت از مادر،
لینک های مرتبط : قاضی زاده،
دوشنبه 15 مهر 1392 :: نویسنده : محمد

خمس اموال مسلمانان سهم امام و مجتهدان جامعه است و چون جزو اموال شخصی آنان محسوب نمی‌شود، در اصل به مردم و امت اسلامی تعلق می‌گیرد. اگر كسی به پرداخت خمس مازاد درآمدهای سالانه خود مقید باشد تا سهم امام و مسلمانان در مال تاو وجود نداشته باشد و اموال او طیب و پاك باشد، هیچ‌گاه به دنبال گردآوری مال از راههای حرام و غصبی نخواهد رفت و در واقع، پرداخت خمس در مسلمانان نوعی مصونیت ایجاد می‌كند.

اگر كسانی از راههای حرام اموالی به دست آورند و از روی ناآگاهی بخواهند با دادن خمس، آنها را حلال كنند، نادرست فكر كرده‌اند، زیرا به داراییهایی كه از راه حلال به دست آمده باشد، خمس تعلق می‌گیرد و اساساً به دست آوردن مال حرام، گناه و معصیت پروردگار است.

ادای فریضة خمس، موجب افزایش مال و بركت آن در دنیا و عاقبت به خیری و روسفیدی در جهان آخر ت می‌شود. خمس نوعی انفاق واجب است و اگر كسی خمس اموال خود را پرداخت كند، خداوند به او چندین برابر پاداش می‌دهد. خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:

مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله كمثل حبه انبتت سبع سنابل فی كل سنبله مائه حبه و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم.[1]

مثل آنان‌كه مال خود را در راه خدا انفاق می‌كنند، مثل دانه‌ای است كه هفت خوشه برآورد و در هر خوشه‌ای صد دانه باشد. خدا پاداش هر كس را كه بخواهد، چند برابر می‌كند و خدا گشایش دهنده و داناست.

در روایتی آمده است كه اگر كسی خمس ندهد،‌ در راه دیگری چندین برابر مقداری كه باید خمس بپردازد، مصرف می‌كند، بدون آنكه خود بدان رضایت داشته باشد. حضرت امام خمینی(ره) زمانی‌كه در عراق حضور داشتند، می‌فرمودند: «اگر بازاریهای بغداد خمس اموال خود را بدهند، دیگر یك فقیر هم در عراق پیدا نمی‌شود.» حقیقتاً اگر مسلمانان با میل و رغبت خمس داراییهای خود را بپردازند، توان مالی جامعه اسلامی افزایش می‌یابدف زمینة تلاش در راه بهبود وضع اجتماعی، اقتصادی،‌ فرهنگی و سیاسی جامعة اسلامی فراهم می‌گردد و در نتیجه، وضع مسلمانان در سراسر جهان به نحو چشمگیری دگرگون می‌شود.

 

پی نوشت ها:

[1]. قرآن، بقره/261.






نوع مطلب : سیری در قرآن، اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : فواید پرداخت خمس، فواید پرداخت، خمس،
لینک های مرتبط : سایت آیت الله مظاهری،
چهارشنبه 3 مهر 1392 :: نویسنده : محمد
 خواص برخی از سوره های قرآن


1) فاتحه: مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر

 

2) آل عمران: درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زایمان رفع دیون آسان شدن مشکلات – ازدیاد روزی

 

3) نساء : پاداش الهی – حکم صدقه – رهایی از فشار قبر

 

4) مائده : استقامت در  توحیداعطای حسنات – بخشش گناهان

 

5) انعام : رفع بیماری – ستایش فرشتگان تا روز قیامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما لیخولیا – دفع بلایا 

 

6) اعراف : رفع بازخواست روز قیامت – همنشینی با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان

 

7) انفال : محافظت از نفاق – افتخار شیعه – شرمندگی دشمنان – شفاعت پیامبر در روز قیامت – محافظت در برابر تعدی – پیروزی در جنگ ها  - درود فرشتگان – بخشندگی گناهان – ارتقای مقام

 

8) توبه : جلوگیری از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطای حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پیری –آشکار شدن عیوب -  اعطراف دزد

 

9) هود: اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

 
10) یوسف :  چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – دوری از زنا – آسان شدن سختی مرگ-
مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات

بقیه در ادامه مطلب ...
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : خواص تمامی سوره های قرآن، خواص سوره ها، خواص سوره های قرآن،
لینک های مرتبط :
تفسیر آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم‏
بسم الله الرحمن الرحیم 
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم:
یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم فان تنازعتم فی شی‏ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر ذلک خیر و احسن تأویلا. " 1 ".
در این آیه مبارکه خداوند خطاب به مؤمنین نموده و به طور اطلاق اطاعت‏خدا و رسول خدا و أولی الامر را بر آنها واجب شمرده است، و چون أولو الامر یعنی صاحبان امر و دارندگان این منصب اطاعتشان بدون هیچ شرط و قیدی در ردیف اطاعت رسول خدا لازم شمرده شده است باید دید که آنها چه کسانند؟ برای توضیح این منظور و به دست آوردن این مقصود باید آیه مبارکه را تفسیر نمود.
تفسیر آیه اولی الامر

در این آیه اطاعت خداوند و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولواالامر واجب شده است. منظور از اطاعت آنها چیست و در کدام مورد و مصداق باید از آنها اطاعت نمود؟ 
آیا اطاعت خدا عین اطاعت رسول خدا نیست؟ آیا به وسیله دیگری غیر از راه رسول خدا خداوند بر ما امر و نهیی دارد و باید بدانها گوش فرا داشت؟ مسلم است که اطاعت خدا همان اطاعت از رسول خدا است و راه معرفی احکام و قوانین خدا، همان

 

شخص رسول‏الله است، بنابراین چرا دو اطاعت لازم شمرده شده یکی اطاعت خدا و دیگر اطاعت رسول خدا؟
در اطاعت خدا منظور پیروی از احکامی است که به عنوان وحی بر قلب آن حضرت نازل شده و مورد حکم و خطاب تمام مؤمنین هستند. قرآن کریم کلام خدا و وحی حضرت احدیت است برای جمیع مردم. بنابراین اطاعت از خدا یعنی اطاعت از کلام خدا که همان قرآن کریم است.
منظور از اطاعت از رسول خدا چیست‏

و اما اطاعت از رسول خدا به دو قسمت تقسیم می‏شود: 
اول: اطاعت در آنچه که خداوند برای تشریع احکام و تفصیل آنها از غیر کتاب به آن حضرت وحی نموده است. چون معلوم است که احکامی را که کتاب خدا بیان می‏کند همانا اصول احکام و موضوعات شرعیه است مثلا در باره نماز و روزه و حج و جهاد و زکات و نکاح و قوانین معاملات و سایر عبادات و احکام، کلام خدا از اجمال تجاوز نمی‏کند و اما کیفیت نماز و روزه و حج و سایر موضوعات را باید از رسول‏الله آموخت، همان طور که فرمود: صلوا کما رأیتمونی اصلی، نماز را خدا واجب کرده ولی ببینید چگونه من نماز می‏خوانم، از نقطه نظر شرائط و مقدمات و افعال و اقوالی که در نماز لازم است طبق نماز من شما هم نماز بخوانید. خصوصیات این موضوعات بطور تمام و کمال در قرآن کریم بیان نشده و فقط اصول عبادات و معاملات و احکام بیان شده است.تفصیلات آنها را باید از رسول‏الله آموخت.
نفس رسول خدا مانند یک ذره بین بسیار قوی آن مجملاتی را که خدا در کتاب وحی نموده است بزرگ و روشن و واضح نموده، شرائط و اجزاء هر عبادت را با کیفیت مخصوص آشکار می‏نماید. آیات قرآن به صورت اجمال بر پیغمبر نازل شده و در نفس آن حضرت منعکس گردیده لیکن آن نفس قدسیه حدود و ثغور و تاویل و تفسیر و شان نزول و سایر خصوصیات کتاب خدا را روشن و آشکارا نموده، به طور تفصیل به خارج منعکس می‏کند، و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم. " 1 ".
«ما کتاب را به صورت وحی بر تو فرستادیم برای آن که آنچه را به سوی مردم فرستاده شده و احکامی را که برای آنان نازل شده است‏برای آنان روشن و واضح کنی»،
احکام را تفصیل دهی، مراد از آیات را بیان کنی.
" 1 ".
دوم: اطاعت رسول خدا در آراء شخصیه و اوامر نفسیه راجع به اجتماع مردم مسلمان از آن اوامری که وظیفه والی و حاکم برای برقراری نظم و اجتماع امت است و در آنها عنوان تشریع حکم نیست مانند حکومت و بیان وظائف شخصیه مسلمین و نصب ولاة و حکام به ولایات و فرستادن جیوش برای جهاد و نصب قضاة و ائمه جماعت برای رسیدگی به امور اجتماعی و رفع مرافعات و امور دینی مؤمنین. قال الله تعالی:
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اریک الله. " 2 ".
«ما قرآن را بر تو فرستادیم برای آنکه در بین مردم به آنچه خدا به تو نشان داده حکم دهی». و البته این حکم در امور شخصیه طبق قوانین قضاء می‏باشد.و نیز در تصمیمات رسول خدا در مهمات از امور مانند تجهیز جیوش و نصب امرای لشکر و ارسال آنها برای جهاد به نقاط دور دست و معاهده با اقوام خارج از اسلام طبق مصالحی که خود آن حضرت تشخیص می‏داده‏اند، تمام مسلمین باید بدون قید و شرط مطیع و منقاد آن حضرت باشند گرچه خداوند در مهمات امور آن حضرت را امر به مشورت با مؤمنین نموده است و شاورهم فی الامر، " 3 " لکن با جمله متصل فرموده: فاذا عزمت فتوکل علی الله. " 3 " پیغمبر با مسلمین در عزائم امور مشورت می‏نماید ولی در نتیجه، طبق اراده و تصمیمی که خود آن حضرت می‏گیرد باید رفتار کند و تمام

پاورقی
13

مسلمین باید اطاعت بنمایند.
از آنچه ذکر شد به دست آمد که با وجود آن که اطاعت رسول خدا در حقیقت اطاعت خدا است چون خدا اطاعت رسول‏الله را لازم شمرده است کما قال: و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله، " 1 " در عین حال اطاعت از خدا یک معنائی دارد و اطاعت از رسول خدا معنای دیگری.بر مردم لازم است از خدا اطاعت کنند راجع به دستورات قرآن مجید، و از رسول خدا راجع به آنچه که در خصوصیات احکام آن حضرت بیان می‏کند و عنوان تشریع دارد و راجع به مصالح مسلمین در آراء شخصیه و فرامین آن حضرت آنچه را که جنبه تشریع ندارد، و شاید همین جهت سر آن باشد که خداوند با دو لفظ «اطیعوا» مؤمنین را امر به پیروی کرده است و اطاعت خدا را از اطاعت رسول خدا جدا شمرده است نه از جهت آن که بعضی از مفسرین گفته‏اند که این تکرار به جهت تاکید است، چون در اینجا اگر تکرار نمی‏شد بهتر تاکید را می‏رسانید از نقطه نظر اقتران اطاعت خدا و رسول خدا که افاده وحدت اطاعت را در دو مقام می‏نمود.
حدود اختیارات اولواالامر

" 2 " و مانند رسول خدا مفصل و مشرع احکام اجمالیه قرآن نیستند بلکه میان مسلمین مبین احکام و مبلغ آیات، طبق تشریع رسول خدا خواهند بود، و نیز در امور مسلمین دارای رای و نظر بوده و در قضاء و مرافعات و سایر جهات اجتماع که احتیاج به رأی رئیس برای تنظیم امور و دفع مشکلات و خطرات وارده و جلب منافع عامه دارد مردم باید از آنها پیروی کنند و اطاعت آنها از این جنبه در ردیف اطاعت رسول خدا از این جنبه می‏باشد و لذا این دو اطاعت را با یک لفظ «اطیعوا» بیان فرموده و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. و بنابراین

پاورقی
14

فقط اطاعت آنها در این ناحیه می‏باشد به خلاف اطاعت از رسول خدا که هم در این ناحیه و هم در ناحیه تشریع احکام جزئیه و مفصلات مسائل است، دلیل بر این مدعا آن که بلافاصله قرآن می‏گوید: فان تنازعتم فی شی‏ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر.
در منازعات و مشاجراتی که بین مسلمین اتفاق می‏افتد آنها باید به کتاب خدا و سنت رسول خدا رجوع کنند و از آن اصول، مشاجره را فیصله دهند. و اگر اولوا الامر منصب تشریع را داشتند می‏بایست عند المرافعه مؤمنین را به حکم مشرع آنان ارجاع داد در حالی که به اولی الامر ارجاع داده نشده است.
" 1 " و نیز این نزاع در اموری که راجع به رأی و اوامر شخصیه باشد نیست بلکه راجع به حکم خدا در قضیه مورد نزاع است به دلیل آنکه در آیات بعد مذمت می‏کند افرادی را که به حکم طاغوت رضا داده و آن را مرجع خود گرفته‏اند و حکم خدا و رسول او را ضایع و مهمل گذاشته‏اند، بلکه مراد نزاع مسلمانان است بعضی با بعض دیگر در امور شخصیه، و در این مسائل برای رفع اختلاف باید مراجعه به کتاب الله و سنت رسول‏الله بنمایند، و کتاب خدا و سنت دو حجت قاطع هستند برای رفع اختلاف و فصل منازعه برای کسانی که به کتاب و سنت علم دارند و قول اولواالامر نیز در فهم کتاب و سنت

پاورقی
15

حجت است؛ چون آیه شریفه اطاعت آنها را بدون قید و شرط لازم شمرده است، و اگر آنها کتاب و سنت را تفسیر و بیان کنند چون در این کار عنوان تشریع وجود ندارد باید از آنها پیروی نمود، و بنابراین انا " 1 " کشف می‏کنیم که قول و گفتار آنان مطابق با واقع و خالی از خطا و لغزش است.
لزوم عصمت در اولواالامر

و محصل کلام آنکه اولواالامر افرادی هستند که به استثنای مواردی تشریع، به طور مطلق و بدون قید و شرط از جمیع نواحی باید از آنها اطاعت کرد و اطاعت آنها در ردیف اطاعت رسول خدا است و همان طور که امر و نهی رسول خدا خلاف امر و نهی خدا نیست وگرنه موجب تناقض بین امر خدا و امر رسول خدا و بین نهی خدا و نهی رسول خدا می‏شد، و این معنی تمام نمی‏شود مگر به التزام عصمت رسول خدا، همین طور اولواالامر امرشان و نهیشان خلاف امر و نهی خدا و رسول خدا نیست وگرنه موجب تناقض و امر به ضدین یا نهی از متناقضین می‏شود؛ و این معنی نیز تمام نمی‏شود مگر به التزام عصمت اولواالامر، و در نتیجه لازمه اطاعت مطلقه بدون قید و شرط، عصمت آنها است؛ و از طرفی چون می‏دانیم هیچ یک از مذاهب مسلمین عصمت را درباره پیشوایان و رهبران خود ادعا نکرده‏اند به جز طائفه شیعه در حق ائمه دوازده‏گانه خود، بنابراین معنی و مفهوم آیه طبعا منطبق بر ائمه معصومین سلام الله و صلواته علیهم اجمعین خواهد شد. 
این از نقطه نظر دلالت آیه کریمه، و شاهد بر این مطلب از روایات از حد و احصاء بیرون است، از جمله تفسیر مورد آیه تطهیر بر آنان.
تفسیر اولی الامر در روایات‏

در «تفسیر برهان» و «غایة المرام» از محمد بن یعقوب کلینی با اسناد متصل خود از ابوبصیر روایت می‏کنند: قال: سألت اباعبدالله علیه‏السلام عن قول الله عزوجل: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»، فقال: نزلت فی علی بن ابیطالب و الحسن و الحسین علیهم‏السلام، فقلت له: ان الناس یقولون: فماله لم یسم علیا و اهل بیته فی کتاب الله عزوجل؟ قال: فقولوا لهم: ان رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم نزلت علیه الصلاة لم یسم الله لهم ثلاثا و لا اربعا حتی کان رسول‏الله هو 

پاورقی
16

الذی فسر ذلک لهم، و نزلت علیه الزکاة و لم یسم لهم من کل اربعین درهما حتی کان رسول‏الله هو الذی فسر ذلک لهم، و نزل الحج فلم یقل لهم: طوفوا اسبوعا حتی کان رسول‏الله هو الذی فسر ذلک لهم، و نزلت: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» و نزلت فی علی و الحسن و الحسین، فقال رسول‏الله فی علی علیه‏السلام: الا من کنت مولاه فعلی مولاه. و قال: اوصیکم بکتاب الله و اهل بیتی فانی سالت الله عزوجل ان لا یفرق بینهما حتی یوردهما علی الحوض فاعطانی ذلک. و قال صلی الله علیه و آله و سلم: لا تعلموهم فهم اعلم منکم. و قال: انهم لن یخرجوکم من باب هدی و لن یدخلوکم فی باب ضلالة. فلو سکت رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم فلم یبین من اهل بیته لادعاها آل فلان و آل فلان و لکن الله عزوجل انزل فی کتابه تصدیقا لنبیه: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» فکان علی و الحسن و الحسین و فاطمة علیهم‏السلام فادخلهم رسول‏الله تحت الکساء فی بیت ام سلمة فقال: اللهم ان لکل نبی اهلا و ثقلا و هؤلاء اهلی و ثقلی، فقالت ام‏سلمة: الست من اهلک؟ فقال لها: انک الی خیر و لکن هؤلاء اهلی و ثقلی. " 1 ".
«ابوبصیر می‏گوید از حضرت صادق علیه‏السلام راجع به تفسیر آیه اولی الامر سؤال کردم فرمود: این آیه درباره علی بن ابیطالب و حسن و حسین علیهم‏السلام نازل شده است. گفتم: مردم می‏گویند به چه علت نامی از علی و اهل بیت او در کتاب خدا برده نشده است؟ حضرت فرمود: به آنها بگوئید:
آیه نماز بر رسول خدا نازل شد و خداوند نامی از سه رکعت و چهار رکعت نبرده است تا آنکه رسول خدا این آیه را برای مردم تفسیر نمود و رکعات نماز را مشخص کرد؛ و آیه زکات نازل شد و نامی در کتاب خدا برده نشده است که از چهل درهم باید یک درهم زکات داد تا آنکه رسول خدا این آیه را تفسیر فرموده و نصاب زکات را معین کرد، و آیه حج نازل شد و خداوند در آن نفرموده هفت شوط باید دور کعبه طواف کرد تا آنکه رسول خدا آیه حج را تفسیر نموده و طواف را هفت شوط قرار داد، و آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم نازل شد و این آیه درباره علی و حسن و حسین است و پیامبر برای تعیین و تشخیص اولی الامر فرمود: ای مردم آگاه باشید

پاورقی
17

هر کس من ولی او هستم علی ولی اوست. و فرمود: ای مردم من شما را به کتاب خدا و اهل بیت خودم توصیه و سفارش می‏کنم و من از خداوند عزوجل درخواست نموده‏ام که بین آن دو جدائی نیفکند تا زمانی که هر دو را با هم بر من در کنار حوض کوثر وارد کند، و خداوند دعای مرا مستجاب نموده و این مسئلت مرا برآورده است، و فرمود: شما به اهل بیت من یاد ندهید و آنها را تعلیم ننمائید زیرا آنها از شما داناترند، و فرمود: اهل بیت من هیچگاه شما را از در هدایت بیرون نمی‏کنند و در در ضلالت و گمراهی داخل نمی‏نمایند. و اگر رسول خدا سکوت اختیار می‏کرد و اهل بیت خود را در علی و حسن و حسین مبین و معین نمی‏نمود هر آینه آل فلان و آل فلان ادعا می‏کردند که مراد از اهل بیت مائیم و لیکن خداوند عزوجل در کتاب خود به جهت تصدیق پیامبرش و تایید گفتار رسولش آیه‏ای فرستاد: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. " 1 " و در نزد رسول خدا علی و حسن و حسین و فاطمه بودند، پیامبر گرامی در بیت ام‏سلمه آنان را در زیر کساء برد و به پیشگاه حضرت ربوبی عرضه داشت: بار پروردگارا برای هر پیغمبری اهل بیتی است و اثاث البیت و متاعی است و اینان اهل من و متاع من هستند، ام‏سلمه گفت: ای رسول خدا آیا من از اهل تو نیستم؟ رسول خدا به او فرمود: تحقیقا راه تو به سوی خیر و عافیت است و لیکن اهل من و متاع من منحصر در این جماعت است»؛ تا آخر حدیث که برخی دیگر از خصائص و فضائل اهل بیت را بیان می‏کند.
و در تفسیر «برهان» و «غایة المرام» از ابن‏شهر آشوب از «تفسیر مجاهد» روایت کرده است که:
انها نزلت فی امیرالمؤمنین علیه‏السلام حین خلفه رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم بالمدینة فقال: یا رسول‏الله اتخلفنی علی النساء و الصبیان؟ فقال: یا امیرالمؤمنین اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی حین قال له: «اخلفنی فی قومی و اصلح»، فقال الله: «و اولی الامر منکم». قال: علی بن ابیطالب ولاه الله امر الامة بعد محمد و حین خلفه رسول‏الله بالمدینة.فامر الله العباد بطاعته و ترک خلافه. " 2 ".

پاورقی
18

در «تفسیر مجاهد» گوید که آیه اولی الامر در شان امیرالمؤمنین علیه‏السلام نازل شده است در وقتی که رسول‏الله علی بن ابیطالب را در مدینه به جای خود گذاشتند. امیرالمؤمنین عرض می‏کند: ای رسول خدا تو مرا به جای خود و برای سرپرستی زنان و کودکان گذاشتی؟ رسول‏الله فرمود: ای امیرالمؤمنین آیا راضی نیستی که نسبت و منزله تو با من مانند نسبت و منزله هارون با موسی بوده باشد در وقتی که موسی به برادرش هارون گفت: تو به جای من در میان قوم من خلیفه و جانشین من باش و امور امت را اصلاح کن، پس خداوند آیه و «اولی الامر منکم» را فرستاد.
مجاهد می‏گوید: خداوند امر ولایت امت را بعد از محمد صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن ابی‏طالب واگذار کرد و نیز در هنگامی که رسول خدا او را به جای خود در مدینه گماشت پس خداوند بندگان خود را امر نمود که از او اطاعت کنند و از مخالفت با او اجتناب ورزند».
و نیز در «تفسیر برهان» و «غایة المرام» از ابن‏شهر آشوب از ابانة الفلکی روایت می‏کند که: انها نزلت حین شکی ابوبریدة من علی علیه‏السلام. " 1 ".
ابانه فلکی گوید که: «چون ابوبریده نزد رسول خدا از علی علیه‏السلام شکایت کرد این آیه: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» وارد شد، و عین این خبر مروی از مجاهد را در شأن نزول روایت کرده است.
و در تفسیر «برهان» از صدوق (ره) با اسناد متصل خود از ابوبصیر از حضرت امام باقر علیه‏السلام روایت کرده است:
فی قول الله عزوجل: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم» قال: الأئمة من ولد علی و فاطمة صلوات الله علیهما الی ان تقوم الساعة. " 2 ".
«حضرت امام محمد باقر علیه‏السلام در تفسیر آیه اولی الامر فرمودند: «مراد از اولواالامر ائمه از اولاد علی و فاطمه صلوات الله علیهما هستند تا زمانی که ساعت

پاورقی
19

قیام قیامت برپا گردد».
و در تفسیر «المیزان» از «عبقات الانوار» از کتاب «ینابیع المودة» از »مناقب» ابن‏شهر آشوب از سلیم بن قیس هلالی از امیرالمؤمنین علیه‏السلام در ضمن حدیثی روایت کند که:
قال: واما ادنی ما یکون به العبد ضالا فأن لا یعرف حجة الله تبارک و تعالی و شاهده علی عباده، الذی امر الله عباده بطاعته و فرض ولایته. قال سلیم: قلت: یا امیرالمؤمنین صفهم لی، قال: الذین قرنهم الله بنفسه و نبیه فقال: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر» منکم فقلت له: جعلنی الله فداک أوضح لی.
فقال: الذین قال رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم فی مواضع و فی آخر خطبته یوم قبضه الله الیه عزوجل: انی ترکت فیکم امرین لن تضلوا بعدی ان تمسکتم بهما: کتاب الله عزوجل، و عترتی اهل بیتی، فان اللطیف الخبیر قد عهد الی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض کهاتین- و جمع بین مسبحتیه- و لا اقول کهاتین- و جمع بین مسبحته و الوسطی- فتمسکوا بهما و لا تقدموهم فتضلوا. " 1 ".
حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام در ضمن حدیثی فرمودند: «کوچکترین چیزی که بنده خدا به واسطه آن گمراه می‏شود آن است که حجت خداوند تبارک و تعالی را نشناسد و به گواه و شاهدبودن او بر بندگانش معرفت پیدا نکند، آن حجت و گواهی که خداوند بندگان خود را امر به اطاعت از او نموده است و ولایت او را بر بندگان لازم و واجب شمرده است.
سلیم گوید: گفتم: ای امیر مؤمنان آن حجت و گواه را برای من توصیف کن. حضرت فرمود: حجت خدا و ولی خدا بر بندگانش آن کسانی هستند که خداوند آنان را با خودش و با پیغمبرش قرین شمرده و با هم یاد کرده است و گفته است: ای کسانی که ایمان آورده‏اید از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا و اولی الامر اطاعت کنید.
سلیم گوید: عرض کردم خدای مرا فدای تو گرداند این مطلب را برای من توضیح ده و روشن کن. حضرت فرمود: اولواالامر و حجت‏های الهیه کسانی هستند

پاورقی
20

که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مواقع بسیاری و نیز در آخرین خطبه خود که در روز رحلت انشاء فرمود از آنان یاد کرده و مردم را به پیروی از آنان توصیه نموده است، آنجا که گفته است: من در میان شما دو امر را به جای می‏گذارم که پس از من اگر بدانها متمسک گردید ابدا گمراه نخواهید شد یکی کتاب خدا و دیگری عترت من که اهل بیت من هستند، چون خداوند لطیف و خبیر برای من بر عهده خود گرفته است که آن دو هیچگاه از هم جدا نشوند تا زمانی که هر دو بر من در کنار حوض کوثر وارد شوند مانند این دو انگشت- و رسول خدا بین دو انگشت مسبحه دو دست‏خود را که از لحاظ بلندی و هم شکلی کاملا مانند یکدیگرند به هم پیوستند و به مردم نشان دادند- و سپس فرمودند: نمی‏گویم مانند این دو انگشت- و رسول خدا بین انگشت مسبحه و وسطای خود را که هر دو در یک دست واقع است و از نقطه نظر شکل و اندازه تفاوت دارند به هم پیوستند و به مردم نشان دادند- (کنایه از آنکه کتاب خدا و اهل بیت من مانند یکدیگرند و هیچ‏کدام را بر دیگری امتیاز نیست) و سپس گفتند: ای مردم شما به این دو چنگ زنید و بر آنها تقدم نجوئید که گمراه خواهید شد».
و نیز در «تفسیر برهان» در ذیل آیه: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم و در «غایة المرام» و در تفسیر «المیزان» از تفسیر «برهان» روایت جابر بن عبدالله انصاری را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می‏کند که در آن حدیث رسول خدا یک یک از ائمه دوازده گانه را می‏شمرند و علت غیبت حضرت مهدی قائم آل محمد را بیان می‏کنند. " 1 " و این حدیث حاوی نکات درخشان و مطالبی بس عالی است.
باری وضوح انطباق اولواالامر بر ائمه طاهرین علیهم‏السلام تا سر حدی است که در روایت صادق آل محمد برای اثبات آن دستور مباهله داده‏اند. چنانکه در تفسیر «برهان» و «غایة المرام» و در تفسیر «المیزان» از محمد بن یعقوب کلینی در «کافی» روایت می‏کنند از ابی‏مسروق از حضرت ابی‏عبدالله علیه‏السلام:
قال: قلت له: انا نکلم أهل الکلام فنحتج علیهم بقول الله عزوجل: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» فیقولون: نزلت فی المؤمنین، و نحتج علیهم بقول الله

پاورقی
21

عزوجل: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»، فیقولون: نزلت فی قربی المسلمین، قال: فلم أدع شیئا مما حضرنی ذکره من هذا و شبهه الا ذکرته، فقال لی: اذا کان ذلک فادعهم الی المباهلة، قلت: و کیف اصنع؟ فقال: اصلح نفسک ثلاثا و اطبه، قال: و صم و اغتسل و ابرز انت و هو الی الجبال فتشبک اصابعک من یدک الیمنی فی اصابعه، ثم انصفه و ابدا بنفسک و قل: اللهم رب السموات السبع و رب الارضین السبع عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم، إن کان أبومسروق جحد حقا و ادعی باطلا فانزل علیه حسبانا من السماء و عذابا الیما، ثم رد الدعوة علیه فقل: و ان جحد حقا و ادعی باطلا فانزل علیه حسبانا من السماء و عذابا الیما، ثم قال لی: فانک لا تلبث ان تری ذلک فیه، فو الله ما وجدت خلقا یجیبنی الیه.
و از «کافی» به اسنادش از حضرت باقر علیه‏السلام روایت شده است که قال: الساعة التی تباهل فیها ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس. " 1 ".
«ابومسروق گوید: به محضر حضرت امام صادق علیه‏السلام عرض کردم: ما با اهل کلام مباحثه و احتجاج می‏کنیم به قول خداوند عزوجل: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»، و آنها در پاسخ ما می‏گویند: این آیه در شأن مؤمنین نازل شده است، و احتجاج می‏کنیم با آنها به قول خداوند عزوجل: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»، و آنها در پاسخ می‏گویند: این آیه در شأن ارحام و اقربای مسلمین نازل شده است.
ابومسروق گوید: من به امام هر چه را از قبیل این مسائل در نظر داشتم و با آن احتجاج نموده بودم عرض کردم.
حضرت فرمود: چون مطلب از قراری است که می‏گوئی، آنها را برای مباهله دعوت کن.گفتم: چگونه مباهله کنم؟ حضرت فرمود: برای اصلاح حال و طهارت دل خود سه روز مراقب نفس خود باش و روزه بگیر و غسل کن و خودت با او به سمت کوه‏ها رهسپار گرد و انگشتان دست راست خود را شبکه مانند در انگشتان دست او داخل کن، و سپس از در انصاف وارد شده و ابتداء از نفس خود نموده و

پاورقی
22

شروع به مباهله کن و بگو: بارپروردگارا توئی آفریننده و مدبر آسمان‏های هفتگانه و آفریننده و مدبر زمین‏های هفتگانه و به پنهان و آشکارا عالم و مطلع، و توئی خداوند بخشاینده و مهربان، اگر ابومسروق حقی را که مورد گفتگو است انکار کرده و مدعی امری باطل شده است پس از آسمان نازله‏ای (مانند صاعقه و آتش) و عذاب دردناکی برای او بفرست، و سپس این دعا را درباره او برگردان و به او رد کن و بگو: و اگر او حق را انکار نموده و باطل را مدعی شده است پس نازله آسمانی و عذاب دردناکی برای او بفرست.
و سپس حضرت فرمودند: پس از این عمل درنگ نخواهی کرد مگر آنکه این عذاب را بر او مشاهده خواهی نمود، سوگند به خدا که من هیچ کس را نیافتم که دعوت مرا به مباهله پاسخ مثبت دهد». و حضرت باقر علیه‏السلام فرموده‏اند که: «باید ساعتی که در آن مباهله می‏شود ما بین طلوع فجر تا طلوع آفتاب بوده باشد».
و حاکم حسکانی با سلسله سند خود روایت کند از ابان بن ابی‏عیاش:
قال: حدثنی سلیم بن قیس الهلالی عن علی قال: قال رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم:
شرکائی الذین قرنهم الله بنفسه و بی و انزل فیهم: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول (الآیة) فان خفتم تنازعا فی امر فارجعوه الی الله و الرسول و اولی الامر .قلت: یا نبی الله من هم؟ قال: انت اولهم. " 1 ".
«ابن‏ابی‏عیاش می‏گوید: سلیم بن قیس هلالی برای من حدیث کرد از علی بن ابیطالب که او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شریکان من آن کسانی هستند که خداوند آنها را در لسان آیه قرآن با خودش و با من قرین قرار داده است و در شأن آنان آیه اولی الامر را فرستاده است، پس اگر ترسیدید که در امری بین شما نزاع در گیرد در آن امر رجوع به خدا و رسول و اولی الامر بنمائید، عرض کردم: ای پیغمبر خدا آنان چه کسانند؟ فرمود: تو اولین آنها هستی».
و در تفسیر «المیزان» از تفسیر «عیاشی» از عمر بن سعید از حضرت ابوالحسن علیه‏السلام روایت می‏کند که در آیه: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» قال: علی بن ابیطالب و الأوصیاء من بعده. " 2 ".

پاورقی
23

حضرت ابوالحسن فرمودند: «مراد از اولواالامر علی بن ابیطالب و اوصیاء بعد از آن حضرت هستند».
و از ابن‏شهر آشوب روایت است که: سأل الحسن بن صالح عن الصادق علیه‏السلام عن ذلک، فقال: الائمة من اهل بیت رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم. " 1 ".
«حسن بن صالح از حضرت صادق علیه‏السلام از تفسیر و معنای اولواالامر سؤال می‏کند، حضرت می‏فرمایند: مراد، ائمه از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند».
باری از مجموع بحث استدلالی تفسیری که در پیرامون آیه‏ی اولواالامر نمودیم و از این سلسله روایات وارده که اولواالامر را به ائمه طاهرین منحصر می‏داند و ما مقداری از آن را در اینجا ذکر کردیم (و هر کس استقصاء بخواهد ملاحظه نماید به تفسیر «برهان» در ذیل آیه‏ی «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» و به «غایة المرام» که چهار حدیث از عامه و چهارده حدیث از خاصه روایت می‏کند و به «ینابیع المودة» مراجعه کند) واضح شد که بدون شک و تردید مراد از اولواالامر امامان معصوم از گناه و از خطا می‏باشند.




نوع مطلب : سیری در قرآن، اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : تفسیر آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم‏،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد

تشیع و امامت

 
امامت ‏یكى از مسائل اساسى و زیربنایى مذهب تشیع است. امامت از دیدگاه تشیع، زعامت و رهبرى امت در امور معاش و معاد مى‏باشد (1) كه مساله‏اى سیاسى - دینى بشمار مى‏رود و از روز نخست، شیعه بر آن پایدار مانده و پیوسته در حال مبارزه با سلطه‏هاى جور بوده است.
امام، از نظر شیعه یك رهبر سیاسى و پیشواى دینى به حساب مى‏آید كه هر دو سمت را با هم جمع كرده و هر دو جهت را عهده‏دار است.
شیعه از روز نخست، در تمامى حركت ها و اقدامات سیاسى خود، حتى مانند پذیرفتن زمامدارى و ولایت از جانب خلفاى وقت، از امام معصوم عصر خویش دستور مى‏گرفتند، یا رخصت دریافت مى‏داشتند و این بدین معنى بود كه امام عصر خویش را رهبر سیاسى به حق مى‏دانستند. و امامان نیز همواره خلفا را غاصب حق خویش مى‏شمردند.
پیامبر اسلام، با بدست آوردن قدرت و نیروى مردمى، دو عمل سیاسى چشمگیر انجام داد، یكى تشكیل امت و دیگر تاسیس دولت.
پیامبر اسلام با مطرح كردن برادرى اسلامى، یك وحدت ملى منسجم و مستحكم بر پایه و اساس دین بوجود آورد كه این خود یكى از بزرگترین كارهاى سیاسى او بود كه با تلاش فراوان انجام گرفت و این وحدت ملى به نام «امت اسلامى‏» هنوز پابرجاست و از اساسى‏ ترین پایه‏ها در جهت‏ دهى به سیاست اسلامى به حساب مى‏آید.
مساله تشكیل دولت و برقرارى پیمان هاى سیاسى و انتظامات داخلى و ساختار ادارى و اجتماعى كه پایه ‏گذارى آن در عهد رسالت انجام گرفت و سپس ادامه و توسعه یافت، همگى از یك اندیشه سیاسى اسلامى برخاسته كه پیامبر اكرم پایه ‏گذار آن بوده است.
همه جنگ ها و صلح ها و قراردادهاى منعقده با قبائل و كشورها كه در عهد رسالت انجام گرفت، و خلفاى پس از وى بر همان شیوه رفتار مى‏كردند، حاكى از دید سیاسى است كه از شریعت اسلام نشات گرفته و ریشه دینى و الهى دارد.
 
رهبرى پیامبر برخاسته از مقام نبوت او
پیامبر اسلام كه خود زعامت امت را بر عهده داشت، علاوه بر پیشواى دینى، رهبر سیاسى نیز به شمار مى‏آمد و این سمت را برخاسته از نبوت خویش مى‏دانست و به حكم 
«النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم‏» (2)  فرمان حكومت را از جانب خدا دریافت كرده بود و این اولویت‏بر انفس، همان ولایت عامه و زعامت‏سیاسى است كه از مقام نبوت او برخاسته است.
امام صادق(ع) در این زمینه مى‏فرماید:
«ان الله ادب نبیه فاحسن تادیبه فلما اكمل له الادب قال: «و انك لعلى خلق عظیم‏» . (3)  ثم فوض الیه امر الدین و الامة لیسوس عباده. . .» . (4)
خداوند پیامبر را تا سر حد كمال تربیت نمود، لذا او را به شایسته ‏ترین كمالات ستود. آنگاه امر شریعت و مردم را بدو سپرد تا بندگان خدا را رهبرى كند و سیاستمدارى را به دست گیرد.
خواهیم گفت كه بیعت در عهد رسالت، تنها یك وظیفه دینى و سیاسى است كه به منظور فراهم شدن نیرو و امكانات براى مقام زعامت، انجام مى‏ گرفته، نه آنكه بیعت كنندگان او را براىزعامت‏ برگزیده و به اختیار و انتخاب خود زعیم قرار داده باشند.
بلكه زعامت پیامبر به حكم قرآن ثابت ‏بود و مردم موظف بودند با او بیعت كنند، تا امكانات رهبرى براى او فراهم باشد. پیامبر اكرم به همین منظور از مهاجرین و انصار بیعت مى‏گرفت، تا پایه‏هاى دستگاه سیاسى و انتظامى خود را مستحكم سازد و بر مسلمانان واجب بود كه این نیرو را در اختیار او بگذارند.
با اندك مراجعه به زندگى سیاسى پیامبر اكرم، این نكته روشن مى‏گردد كه پیامبر خود را از جانب خدا رهبر سیاسى امت مى‏دانست و به مردم هشدار مى‏داد كه به حكم وظیفه باید با او همكارى كنند و بیعت كه رسم عربى بود و تعهد بیعت كنندگان و وفادارى آنان را مى‏رساند، به همین منظور انجام مى‏ گرفت.
در بیعت «عقبه ثانیه‏» كه شب هنگام، در دامنه كوهى بدور از چشم مشركین قریش، بامردم مدینه - كه قبلاً اسلام آورده بودند - انجام گرفت، پیامبر - خطاب به آنان - گفت: بیعتى را كه با شما انجام مى‏دهم، به هدف حمایت و پشتیبانى از من است تا همانگونه كه از جان و مال و ناموس خود دفاع مى‏كنید، از من نیز دفاع كنید.
آنان - كه 73 مرد و 2 زن بودند - گفتند: ما براى حمایت از تو تا پاى جان ایستاده، بیعتمى‏كنیم، ما فرزندان جنگیم چونان حلقه‏اى تو را در بر مى‏گیریم.
در آن میان، یكى از بزرگان انصار به نام «ابوالهیثم بن التیهان‏» گفت: اى رسول خدا، میان ما و قبائل یهود كه پیرامون مدینه سكنى گزیده‏اند، پیوندهاى نظامى بسته شده و با این پیوند كه با تو مى‏بندیم، آن پیوندها گسسته مى‏شود. از این پس تو نیز نباید ما را رهاسازى كه تنها بمانیم و با یهود درگیر شویم.
پیامبر(ص) تبسمى فرمود و گفت: از این پس شما از من هستید و من از شما هستم، مى‏جنگم با آنكه جنگیدید، و مى‏سازم با آنكه ساختید. از جان گذشتن و فداكارى نمودن از جانب شما، و ما با هم پیوند خورده و گسستنى نیست. آن گاه همگى اعلام وفادارى همه جانبه نموده، با او بیعت كردند.
سپس پیامبر(ص) فرمود: دوازده نفر از میان خود معرفى كنید تا نمایندگان شما باشند و به واسطه آنان دستورات صادره ابلاغ گردد. پس هفت نفر از قبیله «خزرج‏» و سه نفر از قبیله «اوس‏» معرفى شدند. (5)
این بیعت، كه در سال پیش از هجرت انجام گرفت، هدف آن تنها تشكیل یك دستگاه سیاسى - نظامى مستحكم بوده، كه بر اساس پایه‏ هاى مردمى استوار باشد. و پیامبر اكرم(ص) این امر را جزئى از رسالت ‏خود مى‏ دانست كه به حكم وظیفه رسالت ‏خویش انجام مى‏داد. این همان «حكومت دینى‏» است كه یك پیامبر به حكم وظیفه پیامبرى انجام مى‏دهد. 
اساساً پیامبر كه خود، آورنده شریعت است، خود را شایسته ‏ترین افراد براى ضمانت اجرائى آن مى‏داند و عقلاً و عادتاً نباید منتظر بماند تا پیروان او، او را بر این سمت‏بگمارند.
بنابراین - بسیار كوته نظرى است كه برخى پنداشته‏اند كه پیامبر اسلام به دلیل پیامبر بودن،زعامت ‏سیاسى امت را بر عهده نگرفت، بلكه مردم چون او را شایسته ‏ترین افراد خود دیدند، براى این سمت‏ برگزیدند.
در روز غدیر خم كه پیامبر اكرم(ص) مولا امیر مؤمنان(ع) را به مقام خلافت و ولایت‏ بر امت منصوب نمود، براى آن كه خاستگاه دینى این حق را ارائه دهد، به مقام ولایت ‏خود - كه منشا دینى داشته - اشاره نمود و فرمود: «الست اولى منكم بانفسكم‏» كه اشاره به آیه كریمه «النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم‏» مى‏باشد یعنى آیا من، به حكم خداوند ولى امر شما نیستم؟ ! گفتند: بلى یا رسول الله. آرى، تو ولى امر ما هستى. آن گاه - پس از گرفتن اعتراف و پاسخ مثبت - فرمود: «فمن كنت مولاه فهذا على مولاه‏» یعنى: منشا ولایت من و على یكى است و مقام زعامت ‏سیاسى هر دوى ما از مقام حاكمیت دین برخاسته است. پس از آن از مردم به حكم وظیفه دینى، بیعت گرفت.
 
مساله خلافت از منظر على(ع)
مولا امیر مؤمنان(ع) همواره از حق غصب شده خود شكوه داشت و مقام خلافت و زعامت‏ سیاسى را از آن خود مى‏دانست.
در خطبه «شقشقیه‏» خلافت را حق موروثى خود مى‏داند، كه از دست او ربوده‏اند، تا آنجا كه مى‏گوید:
«فصبرت و فى العین قذى، و فى الحلق شجى، ارى تراثى نهبا» . (6)
شكیبایى نمودم در حالى كه از فزونى اندوه، مانند كسى بودم كه در چشم او خاشاك باشد، یا در گلوى او استخوانى آزاردهنده باشد، زیرا مى‏دیدم كه حق موروثى من به تاراج رفته.
بر روى كلمه «تراث‏» دقت‏شود. حضرت، خلافت را میراث خود مى‏داند، یعنى این حق او بوده كه از پیامبر(ص) به او ارث رسیده است. نه آن كه پیامبر(ص) شخصاً به او داده است. و این مى‏رساند كه منشا حق ولایت پیامبر كه همان حاكمیت دین بود كاملاً به او انتقال یافته و او بر اساس حق حاكمیت دین، حق ولایت‏ بر مسلمین را دارا مى‏باشد و از این رو، اشغالگران این مقام، غاصب به شمار مى‏آیند.
در جاى دیگر مى‏فرماید:
«فنظرت فاذا لیس لى معین الا اهل بیتى، فضننت‏بهم عن الموت. فاغضیت على القذى، و شربت على الشجى، و صبرت على اخذ الكظم، و على امر من طعم العلقم‏» (7) .
رو به رو شدم آنگاه كه یاورى نداشتم جز خاندانم، و بر جان آنان ترسیدم، از این رو چشم پوشى كردم و هرگونه ناگوارى را تحمل نمودم، كه از هر تلخى تلخ ‏تر بود.
امیر مؤمنان(ع) پس از بیعت مردم با او، با اشاره به اینكه خلافت را حق خود مى‏دانسته است، فرمود:
«لا یقاس بآل محمد (ص) من هذه الامة احد، و لا یسوى بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا، هم اساس الدین، و عماد الیقین. الیهم یفى‏ء الغالى، و بهم یلحق التالى. و لهم خصائص حق الولایة، و فیهم الوصیة و الوراثة. الآن اذ رجع الحق الى اهله، و نقل الى منتقله‏» . (8)
از این امت كسى را با آل محمد(ص) نتوان سنجید و هرگز نمى‏توان پرورده نعمت ایشان رادر رتبه ایشان دانست. آنان پایه دین و ستون یقین‏اند. هر كه از حد درگذرد به آنان باز گردد، و آن كه وامانده، به ایشان پیوندد. حق ولایت ‏خاص ایشان است و سفارش و میراث پیامبر از آن ایشان است. اینكه حق به شایسته آن بازگشته و به جایگاه خود منزل كرده است.
جمله اخیر این عبارت چنین مى‏رساند كه اكنون، حق خلافت‏به جایگاه خود بازگشته است.
ابن ابى الحدید مى‏گوید:
لازمه این كلام آن است كه پیش از این جایگاه خود را نداشته است ‏سپس مى‏گوید: ولى ما آن را تاویل مى ‏بریم و چنین مى ‏فهمیم كه على(ع) در این سخن، تنها شایستگى خود را گوشزد مى‏كند (9) .
عبد الله بن مسعود، صحابى معروف جلیل القدر، گوید:
پیامبر اكرم(ص) به من گفت: اى پسر مسعود، اكنون آیه‏اى بر من نازل شد و این آیه را تلاوت فرمود:
«و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منكم خاصة‏» (10)
بپرهیزید آتش فتنه‏اى را كه فقط دامنگیر ستمگران نخواهد گردید، بلكه همه را فرا مى ‏گیرد.
آن‏گاه فرمود رازى را با تو در میان مى‏گذارم و آن را به ودیعت ‏به تو مى‏سپارم، زنهار كهآن را درست فراگیر و به موقع آن را فاش ساز. این آتش فتنه را دشمنان اسلام در هنگام ستیز با على، بر پا مى‏كنند.
بدان، هر كه با على دشمنى كند، همانند آن است كه نبوت مرا انكار نموده و بلكه همه نبوت‏ها را منكر خواهد بود.
یعنى چنین كسى با شریعت دشمنى ورزیده، تیشه به ریشه دین مى‏زند.
كسى از آن میان به ابن مسعود گفت:
آیا تو این سخن را از پیامبر(ص) درباره على شنیده‏اى؟ گفت: آرى. گفت: پس چگونه از جانب كسانى كه حق او را غصب كرده‏اند، منصب ولایت را پذیرفته‏اى؟ ابن مسعود، گفت: راست مى‏گویى، سزاى كار خود را دیدم و از امام خود رخصت نگرفتم. ولى دوستان من، ابوذر و عمار و سلمان، هنگام پذیرش ولایت، از امام خود رخصت مى‏گرفتند. و من اكنون استغفار مى‏كنم و توبه مى‏نمایم (11) .
ملاحظه مى‏شود، آن كسى كه بزرگان شیعه، او را به امامت مى‏شناختند على(ع) بود و آنان بر خود لازم مى ‏دانستند كه در فعالیت هاى سیاسى از او استجازه كنند و در واقع، على آنان را به آن مقام منصوب نماید، گرچه به ظاهر از طرف دیگران منصوب شده باشند. 
بنابراین مساله «امامت‏» در اصل یكى از اساسى‏ترین پایه‏هاى مكتب تشیع را تشكیل مى‏دهد و فلسفه وجودى تشیع در مساله امامت تبلور مى‏یابد و تشیع بدون امامت، جایگاه خاص خود را ازدست مى‏دهد، زیرا تمامى فرقه‏هاى اسلامى نسبت‏به خاندان نبوت و عترت(ع) محبت مى‏ورزند و اخلاص و مودت دارند. ولى این دلیل تشیع آنها نیست، زیرا آنان امامت و زعامت ‏سیاسى اهل بیت را آن گونه كه شیعه معتقد است، نپذیرفته‏اند.
از این رو، مكتب تشیع، مكتبى است كه مساله حكومت و رهبرى سیاسى را، از متن دین و برخاسته از دین مى‏داند و بدین جهت در عصر غیبت، كه با نبود امام معصوم روبروست، به سراغ نواب عام او مى‏رود و چشم به چهره‏هاى پرفروغ فقها دوخته است، زیرا آنان را شایسته‏ ترینجانشینان امام معصوم مى‏داند.
بنابراین، مطرح كردن مساله جدایى دین از حكومت، از جانب كسانى كه در سایه مكتب تشیع آرمیده ‏اند، شگفت‏آور و مایه تاسف است.
یكى از نویسندگان - كه سابقه حوزوى نیز دارد - چنین مى‏نویسد:
«خلافت‏یك مقام سیاسى - اجتماعى است كه واقعیتى جز انتخاب مردم در بر ندارد، منتها گاهى اتفاق مى‏افتد كه مردم آن قدر رشد و دانائى پیدا كرده‏اند كه پیامبر یا امام خود را آگاه‏ ترین و با تدبیرترین افراد در امور كشوردارى و روابط داخلى و خارجى سرزمین خود یافته و او را براى زمامدارى سیاسى - نظامى خود انتخاب مى‏كنند، مانند بیعت‏ با نبى اكرم زیر شجره
«لقد رضى الله عن المؤمنین اذ یبایعونك تحت الشجرة‏» (12)
و مانند انتخاب حضرت على(ع) در نوبت چهارم خلافت، پس از رحلت نبى اكرم(ص) و گاهى دیگر در اثر عدم رشد سیاسى و اجتماعى جامعه و یا به علت گردبادهاى سیاسى به این گونه انتخاب احسن موفقیت پیدا نمى‏كنند. اكنون خوب واضح است كه آیین كشوردارى نه جزئى از اجزاء نبوت است و نه در ماهیت امامت - كه همه دانایى است - مدخلیت دارد» . (13) این گفتار كاملا با دید تشیع در امامت منافات دارد. متكلمین بزرگ جهان تشیع به اتفاق، مقام امامت را نوعى رهبرى سیاسى - دینى تعبیر كرده‏اند و لزوم و ضرورت آن را براى برقرارى نظم و سلامت جامعه از راه قاعده «لطف‏» اثبات




نوع مطلب : روایات و داستان عبرت آموز، اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد

 نهج البلاغه

امام علی (ع)

ترجمه: علامه محمد تقی جعفری

مسئولین محترم موسسه علامه محمد تقی جعفری و شرکت آویژه سیستم لطف کردند و اجازه دادند بخش صوتی فارسی از نرم افزار چند رسانه ای نهج البلاغه گویا در این سایت برای دانلود به صورت رایگان قرار بگیرد. ضمن قدردانی و سپاسگذاری از این اقدام با ارزش ایشان به اطلاع دوستان می رسانیم که در صورت تمایل به دسترسی به کتاب صوتی نهج البلاغه با کیفیت بالا به هر دو زبان فارسی و عربی همچنین بخش های نرم افزاری نرم افزار نهج البلاغه گویا می توانند وارد سایت موسسه علامه محمد تقی جعفری شده و نرم افزار نهج البلاغه گویا را به صورت پستی خریداری کنند.

 

دانلود با لینک مستقیم:

 

قسمت اول - خطبه ها

دانلود بخش اول (حجم: 17.6MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 24.6MB)

دانلود بخش سوم (حجم: 23.3MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: 27.6MB)

قسمت دوم - نامه ها

دانلود بخش اول (حجم: 13MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 14.3MB)

قسمت سوم - کلمات قصار

دانلود بخش اول (حجم: 14.3MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 16MB)

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)


لینک کمکی:

 

قسمت اول - خطبه ها

دانلود بخش اول (حجم: 17.6MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 24.6MB)

دانلود بخش سوم (حجم: 23.3MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: 27.6MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

 

قسمت دوم - نامه ها

دانلود بخش اول (حجم: 13MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 14.3MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

 

قسمت سوم - کلمات قصار

دانلود بخش اول (حجم: 14.3MB)

دانلود بخش دوم (حجم: 16MB)

(Download Server: Mediafire     Format: Mp3     Archive Type: RAR) 

 

منبع: http://www.audiolib.ir/post-279.aspx



نوع مطلب : خطبه های امام علی (ع)، نامه های امام علی علیه السلام، دانلود کتاب موبایل و رایانه، اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : نهج البلاغه صوتی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد

چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟

چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟

مقدمه:  

می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.

به عنوان مثال اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:

اول: تمام دانش آموزان طبق استعداد خود در امور و انجام برنامه ها مشارکت می نمایند.
دوم: طبق ایام اله برای پیدا کردن مطالب مناسب روز اجرای برنامه به دنبال مطالبی از قبیل شعر، مقاله، طنز و غیره هستند.
سوم: مراسم آغازین مدرسه از یکنواخت بودن و احیاناً خسته کننده بودن به پویایی و سرشار بودن تبدیل می شود.

یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیات، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.

در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد. 

در این مقاله آیات 51 تا 57 سورة مائده ( صفحة 117)، مورد بررسی قرار می گیرد...

آیات مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود. شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیک نمایید.

جهت دریافت  فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.

 

نکات تفسیری مربوط به یات در ادامه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود...

در آیات 51 تا 57 سورة مائده ( صفحة 117)، قرآن پس از برحذر داشتن مسلمانان از همكاری با یهود و نصارا و بحث دربارة منافقان و مرتدّان، درآیة پنجم این‌صفحه‌ كه به‌آیة ولایت معروف است، به معرّفی ولیّ مسلمانان می‌پردازد.

 

در شأن نزول ‌آیة 55 ، از حضرت امام باقر(ع) روایت است: جمعی از یهود، خدمت پیامبراکرم (ص) آمدند و مسلمان شدند. سپس‌گفتند: یا رَسولَ الله، حضرت موسی، یوشَعِ‌بنِ‌نون را وصیّ بعد از خود قرار داد.

وصیّ شما و ولیّ ما بعد از شما کیست؟ پ

یامبر اکرم (ص) (هم‌که وَ مایَنطِقُ عَنِ الهَوی، إن هُوَ إلاّ وَحیٌ یوحی؛ هیچگاه از پیش خود چیزی نمی‌گوید و آن ‌چه ‌که می‌گوید، وحیی است‌که از خدا به او می‌رسد) در پاسخ به سؤال‌ آن ها سکوت‌کرد!

در همان ‌حال، جبرئیل امین نازل شد و این‌آیه را آورد:

 

«إنَّما وَلِیُّكُمُ الله وَ رَسُولُه وَ الَّذینَ‌آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاه وَ یُؤتُونَ الزَّكاه وَ هُم راكِعون»؛

 «همانا منحصراً ولیّ و صاحب اختیار شما، اوّل، خدا و بعد از او، رسول خدا و بعد،آن‌كسانی‌كه ایمان‌آورده‌اند؛ آنان‌که نماز را به پا می‌دارند و در حالی‌که در ركوع هستند، زكات می‌دهند».

 

آیة شریفه، چنان ‌که می‌بینیم، از لحاظ تعیین سومین ‌ولیّ پس از خدا و رسول(ص)، با توجّه به صفت خاصّی ‌که برای او شرط شده‌است، ابهام دارد و مشخّص نیست ‌آن ‌کس یا آن ‌کسان ‌کیانند. لذا پیامبراکرم (ص) که آشکار کننده ابهامات قرآن است، برای این‌که ‌آیه را از ابهام بیرون ‌آورد و جواب روشن به سؤال‌کنندگان داده‌ باشد،

فرمود: برخیزید همراه من بیایید.

پدر مهربان؛پیامبری صبور...

برخاستند و رفتند تا به در مسجد رسیدند.آن‌جا، مرد فقیری را دیدندکه از مسجد بیرون می‌آید.

رسول اکرم (ص) فرمود: در مسجد، کسی به تو چیزی نداد؟

گفت: چرا؛ این ‌انگشتر را به من دادند.

فرمود: چه‌ کسی داد؟

اشاره‌کرد و گفت: آن‌ مردی ‌که در حال نماز است. همه نگاه‌ کردند، علی(ع) را در حال نماز دیدند.

فرمود: در چه حالی این ‌انگشتر را به تو داد؟

گفت: درحال رکوع بود. وقتی فهمید کسی به من چیزی نمی دهد، در همان ‌حال رکوع، دست خود را به‌سوی من دراز و اشاره ‌کرد که: انگشتر را از انگشت من درآور. این‌جا که رسید،

 

رسول‌خدا (ص) فرمود: اَللهُ أکبَر!

 

مردمی هم‌که در مسجد بودند، به تکبیر پیامبر اکرم (ص)گفتند: اَللهُ أکبَر! آن‌گاه، رسول خدا(ص) رو به جمعیّت همراه خودکرد و

فرمود: عَلِیٌّ وَصیّی وَ وَلِیُّکُم بَعدی؛ علی وصیّ من و ولیّ شما بعد از من است.

آن ها هم‌گفتند: رَضینا بِالله رَبّا وَ بِالإسلام دینا و بِمُحَمَّدٍ نَبیّا وَ بِعَلِیِّ بنِ أبی‌طالِب وَلِیّا؛ ما هم رضا دادیم به ربوبیّت الله و حقّانیّت اسلام و نبوّت محمّد و ولایت علیِّ بنِ ابی‌طالب.

 

علاّمة مجلسی (ره) پس از نقل این‌جریان می‌فرماید: از عُمَرِبنِ‌خَطّاب نقل شده ‌كه‌ گفته ‌است: به خدا قسم، من چهل انگشتر در حال ركوع نماز صدقه دادم تا آن‌ چه ‌كه دربارة علیّ بن ابی‌طالب نازل شده، دربارة من نیز نازل شود، امّا نشد.

 

حال، گاهی این‌سؤال در ذهن پیش می‌آید که چرا در قرآن حکیم ‌که سند جاودانه حقّ است، صریحاً اسمی از امام امیرالمؤمنین، علی(ع) به‌عنوان ولیّ امر مسلمین نیامده‌است تا نتیجتاً قرآن، در توضیح ‌آن، همان‌گونه که دیدیم، نیازمند بیان پیامبر نگردد و این‌همه اختلاف مذاهب با پیامدهای مصیبت‌بار آن پیش نیاید؟

و حال‌آن که ما معتقدیم: اصیل‌ترینِ مسائل در دین ما، مسألة ولایت علی (ع) است‌ که کامل کننده ی دین معرفی شده است .

یدالله

در پاسخ به این ‌سؤال‌ گفته می‌شود: با توجه به آن چه که از آیات قرآن و روایات ائمّة معصومین(ع) و تحقیقات بزرگان دین به‌دست می‌آید، می‌توان ‌گفت: احتمالاً یکی از علت های این‌ابهام و سخن سربسته‌ و عدم ذکر نام مقدّس امیرالمؤمنین به‌عنوان ولیّ امر مسلمین در متن قرآن، موضوع حفاظت قرآن از دست تحریف‌کنندگان بوده‌است. یعنی، تصریح به امامت علی(ع) پس از پیامبر اکرم(ص) در قرآن، مساوی بود با شروع فعالیت دشمنان برای تحریف قرآن.

 

زیرا می‌دانیم عده ای منافق  با مخفی کردن‌ کفر درونی خود، دست ایمان به پیغمبر اکرم(ص) داده و خود را به ‌طمع رسیدن به منافع مادّی، در لباس اسلام جا زده بودند و از این‌تظاهر به ایمان، جز رسیدن به اهداف شیطانی و سَروَری کردن بر دیگران مقصودی نداشتند و در راه رسیدن به این‌هدف، (چنان‌که تاریخ بعد از رحلت رسول اکرم(ص) به‌خوبی نشان داد) از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم، حتّی به خاندان رسالت در فجیع‌ترین‌ صورت، خودداری نمی‌کردند!

 

آری؛ این ‌عناصر خائن، اگر می‌دیدند امام امّت و خلیفة به‌ حقّ پیغمبر(ص)، به‌نام امیرالمؤمنین، علی(ع)، با کمال صراحت در متن قرآن معرّفی شده‌است، آن ‌چنان ‌آتش خشم و انتقام ازکانون روح پلیدشان شعله می‌کشید و با بغض تمام به فکر اخلال نظام و تخریب اساس اسلام و قرآن می‌افتادندکه اگر در همان ‌زمان حیات رسول‌اکرم (ص) زمینة مساعدی می‌یافتند، دست به تشکیل یک حزب ضدّ اسلامی زده و با قرآن به مبارزه برمی‌خاستند و قهراً جنگ بزرگ داخلی در میان امّت اسلامی به‌وجود می‌آمد و نهال نورَس اسلام، از همان‌ روزهای اوّل عمرش رو به خشکی و پژمردگی می‌رفت.

 

و اگر هم چنین ‌فرصتی به دستشان نمی‌افتاد، درکمین می‌نشستند تا پس از رحلت پیغمبر اکرم(ص) و پس از آن ‌که با توطئه های شیطانی به قدرت رسیدند، برای این‌که مدرک زنده و روشنی بر نا حقی حکومت غصبی خود، در متن قرآن، در دست مسلمانان باقی نگذارند، دست به تحریف قرآن می‌گشودند و آیات صریح بر تعیین امام را از قرآن محو می‌کردند!

 

آری؛ همانان ‌که با قدرت توانستند خود امام (ع) را از ذهن امّت بیرون کنند و به ‌مدّت ربع قرن، خانه ‌نشینش سازند، می‌توانستند آیات مربوط به امام را نیز، از متن قرآن محو بنمایند و این‌تنها سند قطعی‌آسمانی و یگانه ‌مدرک دست‌نخوردة وحی و نبوّت را دست‌خورده و لکّه‌دار سازند و این‌ننگ را تا آخِرین ‌روز عمر دنیا بر دامن اسلام و مسلمین بنهند و نتیجتاً قرآن هم به سرنوشت شوم تورات و انجیلِ تحریف شده ی فعلی مبتلا می‌گشت و ارزش و اعتبارآسمانی خود را از دست می‌داد و به‌کلّی، از اعتبار می‌افتاد.

 

البتّه، ابهام ‌آیات ولایت و عدم تصریح به اسامی امامان معصوم (ع) در قرآن، پیامدهای بسیار غم‌انگیز و مصیبت‌های طاقت‌فرسای فراوانی نیز داشته‌است.

 

مجهول ماندن قدر و منزلت و متروک ‌گشتن ذکر عزیزان خدا و اهل بیت معصومین در میان امّت اسلامی، کنار زدن امیرالمؤمنین(ع) از مسند خلافت، هجوم بردن به خانة حضرت فاطمه (س)، وقوع حادثة جانگداز کربلا و خارجی نام نهادن بر حجّت خدا، حضرت سیّدالشّهدا (ع) و این همه اختلافات و حیرت‌ها وگمراهی‌ها و فتنه‌ها و حق‌کشی‌ها و خونریزی‌ها در بین امّت اسلامی، همگی، از پیامد های حتمی ابهام قرآن در امر تعیین امام و ولیّ امر مسلمین بوده‌است تا آن‌جا که مردم مسلمان شام و دیگر کشور های اسلامی که پس از پیامبراکرم(ص) به اسلام‌ گرویده ‌بودند، اصلاً اهل بیت رسول(ع) را نمی‌شناختند و علی امیرالمؤمنین(ع) را حتّی اهل نماز و مسجد هم نمی‌دانستند!!

 

و تنها، بنی‌امیّه را اهل بیت نبوی و ذَوِی‌القُربای رسول خدا(ص) می‌شناختند.

آری؛ ابهام ‌آیات ولایت، این ‌پیامدهای مصیبت ‌زا را داشته ‌است؛ ولی با این وجود تصریح به اسامی امامان(ع) در قرآن، مفسده  بسیار بزرگ‌ تری را ( تحریف قرآن )، به ‌بار می‌آورد و اعتبار قرآن را ازبین می‌برد و اساس اسلام را منهدم می‌نمود.

 

و لذا بر اساس این‌مصلحت حکیمانة خداوند است ‌که می‌بینیم ‌آیات مربوط به ولایت و امامت، در خلال ‌آیات مربوط به احکام و اخلاق و قَصص، با طرزی عجیب و پیوستگی غریب‌ گنجانده شده‌است و به‌ طوری سخن سربسته و غیر صریح آمده‌ است‌ که حتّی مخالفان لجوج و عَنود نیز، می‌توانندآن ها را به نفع خود توجیه نموده و اصلاً به فکر تغییر و تحریف ‌آن ‌آیات نیفتند و دست جسارت به ساحت اقدس قرآن دراز نکنند.

 

ولی درعین‌حال، همان ‌آیات غیرصریح، آن ‌چنان برای حقیقت‌طلبانِ روشندلِ حق‌جو، درخشندگی خاص و جذّابیّت مخصوصی داردکه از پشت صدها پردة ابهام و استتار،آن‌چه را که باید در پرتو نور ایمان بفهمند، می‌فهمند.

 

إنَّ فی ذلِکَ لَذِکری لِمَن‌کانَ لَهُ قَلب. وَ طیبُ‌کَلامِ الحق، دَلَّ عَلَی الحَق.

مَه فشانَد نور و سگ عوعوکند                  هرکسی بر طینت خود می‌تَنَد

 

چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟

مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: علی هندی، ویراستار: سید علی مرتضوی  

تنظیم: یگانه داودی





نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، سیری در قرآن، 
برچسب ها : چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟، آیه ولایت، ایه ولایت، ولایت، ولایت امیرالمومنین،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 36 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :