تبلیغات
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - مطالب تصاوبر مذهبی
 
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
قال الله عزّوجلّ : ولایت علی ابن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود. (عیون اخبارالرضا(ع
درباره وبلاگ


لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شرکت کنید
ادعیه، دعاهای عظیم الشان، ترفندهای کامپیوتر، رایانه، نرم افزارهای، شعرهای ناب، داستان های زیبا، اشعار شاعران ،برنامه های کاربردی، عکس ها، کتاب برای موبایل، کدهای جاوا اسکریپ، دانلود برنامه موبایل، دانلود برنامه کامپیوتر، دانلود برنامه های کاربردی، دانلود فیلم، دانلود مستند، دانلود عکس های مذهبی، دانلود نرم افزار، دانلود کلیپ، دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود کارتون، دانلود انیمیشن، دانلود کلیپ، دانلود برنامه، دانلود برنامه کاربردی، دانلود ابزار اینترنت، دانلود زندگینامه شهدا، دانستنی ها، دانستنیها، اطلاعات، برنامه های اندروید، اندروید موبایل

مدیر وبلاگ : محمد
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای تعجیل در ظهور آقا امام زمام علیه السلام انتخاب می کنید؟









یکشنبه 10 بهمن 1389 :: نویسنده : محمد
دهه فجر بر فجر آفرینان مبارك باد










نوع مطلب : تصاوبر مذهبی، 
برچسب ها : تصاویر دهه فجر، دهه فجر بر فجر آفرینان مبارك باد، دهه فجر، پوستر دهه فجر، عكس دهه فجر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1389 :: نویسنده : محمد
یکشنبه 14 آذر 1389 :: نویسنده : محمد

حمید داود آبادی در وبلاگ خود خاطره ای از صبح روز سه‌شنبه 7 بهمن 1365نوشت . او در مورد این روز که در ادامه‌ی عملیات کربلای 5 بود چنین توضیح داد :

کنار "محسن کردستانی" و "سلیمان ولیان" داخل سنگر کوچکشان نشسته بودم. سنگرشان جا برای دراز کشیدن نداشت. محسن پیک دسته بود. جثه‌اش ریز بود، ولی ایمانی قوی داشت. زیر شدیدترین آتش، این طرف و آن طرف می‌دوید و پیام‌ها را می‌رساند.

این بار هم دوربینم را همراه آورده بودم. برای این‌ که آسیب نبیند، آن را داخل کیسه‌ی پلاستیکی پیچیده بودم و در کیف کوچک کمک‌های اولیه جا داده بودم. محسن گفت:

- حالا که دوربینت رو تا این‌جا آورده‌ای، دو سه تا عکس از ما بگیر.

اصلاً به فکرم نرسیده بود. راست می‌گفت. فکر دوربین نبودم. آن را درآوردم و به محسن گفتم:

- ژست بگیر، می‌خوام یه عکس مشدی ازت بگیرم.

عکسی از لحظه ی شهادت

با تبسمی ‌دل‌ نشین، در گوشه‌ی سنگر نشست و من عکس گرفتم؛ چهره‌ی خاک‌ گرفته‌ای که خستگی چند روز نبرد مداوم از آن پیدا بود و چشمانی که زودتر از لبانش می‌خندیدند.

دوربین را به او دادم و او هم عکسی از من و سلیمان ولیان گرفت که پهلوی هم ته سنگر تکیه داده بودیم.

عکسی از لحظه ی شهادت

دقایقی بعد رفتم تا به خاکریز عقبی سر بزنم و شاید دوباره بروم به سنگر فرمانده گروهان و تأسف یک لحظه خواب را بخورم. در برگشت، دوان دوان به طرف پست امداد رفتم. جلوی در ورودی، حاج آقا تیموری را دیدم که روی مجروحی دولا شده بود و سعی می‌کرد به او کمک کند. مجروح همچنان دست و پا می‌زد و آخرین لحظاتش را می‌گذراند. جلوتر که رفتم، کردستانی را شناختم. سرم گیج رفت. آخر، دقایقی قبل پهلویش بودم و حالا داشت جلوی چشمم جان می‌داد.

چشمانش زل شد در چشمانم که زبانم را بند آورد. مانند کبوتری که هدف گلوله قرار گرفته باشد، دست و پا می‌زد. سریع دوربین را درآوردم و خواستم از آخرین لحظات حیات محسن عکس بگیرم، ولی دوربین یاری نکرد. دکمه‌ی دوربین پایین نمی‌رفت و رضایت نمی‌داد تا آخرین نگاه سوزاننده‌ی محسن را ثبت کنم. به دوربین التماس می‌کردم. هر چه بر دکمه‌هایش کوبیدم، فایده‌ای نداشت.

جلوتر که رفتم، کردستانی را شناختم. سرم گیج رفت. آخر، دقایقی قبل پهلویش بودم و حالا داشت جلوی چشمم جان می‌داد

لحظه‌ای بعد، محسن آرام از حرکت ایستاد. بر بالینش خم شدم و بر چهره‌اش که هنوز حرارت وجودش را با خود داشت، بوسه‌ای جانانه زدم. بدنش هنوز گرم بود که آن را به بیرون از پست امداد منتقل کردیم، چون امکان داشت نتوانند جنازه‌اش را به عقب منتقل کنند، یکی از بچه‌ها دست در جیب پیراهن محسن برد و نامه‌ای را که احتمال می‌داد وصیت‌نامه‌اش باشد، درآورد.

به محض این ‌که داخل پست امداد شدم، مجروحی را دیدم که سرش را میان باند پوشانده بودند و خونابه از روی باند خودنمایی می‌کرد. به طرفم آمد و با صدایی گرفته سلام و علیک کرد. با تعجب جوابش را دادم و گفتم:

- تو کی هستی؟

از روی انبوه باندها و گازهای خونین، اصلاً نتوانستم بشناسمش. گفت:

- من ولیان هستم.

وقتی قضیه را جویا شدم، گفت:

- همین که از سنگر رفتی بیرون، چند دقیقه نگذشت که یه خمپاره درست خورد بغل سنگر. دیگه نفهمیدم چی شد. فقط دیدم کردستانی داره دست و پا می‌زنه ... ببینم اون شهید شد، نه؟

ولیان را از کنار پتویی که پیکر بی‌جان محسن زیر آن خفته بود، رد کردیم و سوار آمبولانس کردیم و فرستادیم عقب.

پس از عملیات وقتی به تهران آمدم، در صفحه‌ی دوم روزنامه، عکس سلیمان ولیان را دیدم که برایش مجلس ختم گذاشته بودند. از بچه‌ها شنیدم که هنگام انتقال به عقب تمام کرده است.

اینم نشونی خونه‌ی ابدی سلیمان ولیان:

بهشت زهرا (س) قطعه 29 ردیف 50 شماره 15

 

نویسنده : حمید داوودآبادی

تنظیم : رها آرامی - فرهنگ پایداری تبیان





نوع مطلب : زندگینامه شهدا، تصاوبر مذهبی، خاطرات جالب شهدا، 
برچسب ها : عکسی از لحظه ی شهادت، شهادت،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 آبان 1389 :: نویسنده : محمد




نوع مطلب : تصاوبر مذهبی، مناسبت ها، 
برچسب ها : عید قربان بر همه مسلمانان مبارکباد، عید قربان،
لینک های مرتبط :


Imageمجموعه تمامی تصاویر گالری سایت به صورت فایل zip جهت دانلود کاربران عزیز

 

والپیپرهای مذهبی - قسمت اول  (حجم 50 مگابایت )

والپیپرهای مذهبی - قسمت دوم  (حجم 50 مگابایت )

والپیپرهای مذهبی - قسمت سوم  (حجم 50 مگابایت )

والپیپرهای مذهبی - قسمت چهارم  (حجم 50 مگابایت )

اماکن مقدس  (حجم 55 مگابایت )

شخصیت های مذهبی  (حجم 18 مگابایت )

مجموعه رسم الخط های اسلامی (شامل رسم الخط های بسم الله و ...) (حجم ۲۸مگابایت )

مجموعه والپیپرهای ماه مبارك رمضان (حجم ۳۳مگابایت )

آرشیو تصاویر مذهبی - قسمت اول   (حجم ۵۸ مگابایت )

آرشیو تصاویر مذهبی - قسمت دوم (حجم ۵۸ مگابایت )

 پسورد:  www.yasinmedia.com





نوع مطلب : تصاوبر مذهبی، 
برچسب ها : مجموعه تصاویر و والپیپرهای مذهبی گالری سایت (جهت دانلود)، مجموعه تصاویر و، والپیپرهای، مذهبی گالری، سایت (جهت دانلود)،
لینک های مرتبط :

احمدی نژاد و محصولی در مهمانی خصوصی(عکس سال1358)

در این تصویر دکتر احمدی نژاد و صادق محصولی در تصویری منتشر نشده از سال های ابتدایی پیروزی انقلاب در کنار یکدیگر به نماز جماعت ایستاده اند.

احمدی نژاد و محصولی در مهمانی خصوصی(عکس سال1358)

این عکس به تاریخ 29 اسفند سال 58 و در یکی از مهمانی های خصوصی که با حضور عده زیادی از جوانان انقلابی که امروزه از مدیران ارشد نظام هستند برگزار گردید گرفته شده است.
*لینک منبع





نوع مطلب : تصاوبر مذهبی، 
برچسب ها : احمدی نژاد و محصولی در مهمانی خصوصی(عکس سال1358)،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 مهر 1389 :: نویسنده : محمد
چهارشنبه 31 شهریور 1389 :: نویسنده : محمد

پارساپرس:واقعا چه شرحی بر این عکس " شهید رضا قنبری " می توان نگاشت. پس سکوت اولی تر است.

khandeh.jpg

روحمان با یادشان شاد

http://www.niksalehi.com





نوع مطلب : تصاوبر مذهبی، 
برچسب ها : لبخند یک شهید پس از کفن شدن + عکس،
لینک های مرتبط :
مجموعه تصاویر و والپیپرهای مذهبی گالری سایت (جهت دانلود) فرستادن به ایمیل

Imageمجموعه تمامی تصاویر گالری سایت به صورت فایل zip جهت دانلود کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب


 

 

 

والپیپرهای مذهبی - قسمت اول  (حجم 50 مگابایت )

والپیپرهای مذهبی - قسمت دوم  (حجم 50 مگابایت )

والپیپرهای مذهبی - قسمت سوم  (حجم 50 مگابایت )

والپیپرهای مذهبی - قسمت چهارم  (حجم 50 مگابایت )

اماکن مقدس  (حجم 55 مگابایت )

شخصیت های مذهبی  (حجم 18 مگابایت )

مجموعه رسم الخط های اسلامی (شامل رسم الخط های بسم الله و ...) (حجم ۲۸مگابایت )

مجموعه والپیپرهای ماه مبارك رمضان (حجم ۳۳مگابایت )

آرشیو تصاویر مذهبی - قسمت اول   (حجم ۵۸ مگابایت )

آرشیو تصاویر مذهبی - قسمت دوم (حجم ۵۸ مگابایت )

 

 پسورد:  www.yasinmedia.com

 





نوع مطلب : تصاوبر مذهبی، 
برچسب ها : مجموعه تصاویر و والپیپرهای مذهبی گالری سایت (جهت دانلود)، مجموعه تصاویر و والپیپرهای مذهبی گالری سایت (جهت دانلود) فرستادن به ایمیل Imageمجموعه تمامی تصاویر گالری سایت به صورت فایل zip جهت دانلود کاربران عزیز دانلود در ادامه مطلب والپیپرهای مذهبی - قسمت اول (حجم 50 مگابایت ) والپیپرهای مذهبی - قسمت دوم (حجم 50 مگابایت ) والپیپرهای مذهبی - قسمت سوم (حجم 50 مگابایت ) والپیپرهای مذهبی - قسمت چهارم (حجم 50 مگابایت ) اماکن مقدس (حجم 55 مگابایت ) شخصیت های مذهبی (حجم 18 مگابایت ) مجموعه رسم الخط های اسلامی (شامل رسم الخط های بسم الله و ...) (حجم ۲۸مگابایت ) مجموعه والپیپرهای ماه مبارك رمضان (حجم ۳۳مگابایت ) آرشیو تصاویر مذهبی - قسمت اول (حجم ۵۸ مگابایت ) آرشیو تصاویر مذهبی - قسمت دوم (حجم ۵۸ مگابایت ) پسورد: www.yasinmedia.com،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :