تبلیغات
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - مطالب سیری در قرآن
 
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
قال الله عزّوجلّ : ولایت علی ابن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود. (عیون اخبارالرضا(ع
درباره وبلاگ


لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شرکت کنید
ادعیه، دعاهای عظیم الشان، ترفندهای کامپیوتر، رایانه، نرم افزارهای، شعرهای ناب، داستان های زیبا، اشعار شاعران ،برنامه های کاربردی، عکس ها، کتاب برای موبایل، کدهای جاوا اسکریپ، دانلود برنامه موبایل، دانلود برنامه کامپیوتر، دانلود برنامه های کاربردی، دانلود فیلم، دانلود مستند، دانلود عکس های مذهبی، دانلود نرم افزار، دانلود کلیپ، دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود کارتون، دانلود انیمیشن، دانلود کلیپ، دانلود برنامه، دانلود برنامه کاربردی، دانلود ابزار اینترنت، دانلود زندگینامه شهدا، دانستنی ها، دانستنیها، اطلاعات، برنامه های اندروید، اندروید موبایل

مدیر وبلاگ : محمد
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای تعجیل در ظهور آقا امام زمام علیه السلام انتخاب می کنید؟









دوشنبه 18 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد
در روایت از معصوم نقل شده است که هر کس در روز سه سوره الرحمن و الحدید و الواقعه را بخواند جزو بهشتیان خواهد بود . 



نوع مطلب : سیری در قرآن، 
برچسب ها : توصیه ای برای بهشتی شدن، چطور بهشتی شویم، ذکر بهشتی شدن،
لینک های مرتبط :
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند که ده چیز مانع از ده چیز است

١) تلاوت سوره فاتحه الکتاب ← مانع از غضب پروردگار

٢) تلاوت سوره یاسین ← مانع از عطش روز قیامت

۳) تلاوت سوره دخان ← مانع از اهوال و افزاء روز قیامت

۴ ) تلاوت سوره واقعه ← مانع از فقر و پریشانی

۵ ) تلاوت سوره ملک ← مانع از عذاب

۶ ) تلاوت سوره کوثر ← مانع از خصومت و تسلط اعداء

۷) تلاوت سوره کافرون ← مانع از کفر و زندقه در حال مرگ

۸ ) تلاوت سوره اخلاص ← مانع از نفاق 

۹ ) تلاوت سوره فلق ← مانع از حسد حاسدین

١٠) تلاوت سوره نا س ← مانع از قروض و وسوسه شیطان




نوع مطلب : سیری در قرآن، سخنان ناب و ارزشمند، 
برچسب ها : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند که ده چیز مانع از ده چیز است،
لینک های مرتبط :
 جهت دریافت فایل تصویری کلیک راست و گزینه …Save Target As را انتخاب کنید.

 

سوره نباء

 زمان: 15:28 دقیقه

سوره نازعات

زمان: 14:01 دقیقه

سوره عبس

زمان: 12:07 دقیقه

سوره تکویر

زمان: 8:12 دقیقه

سوره انفطار 

زمان: 6:50 دقیقه

سوره مطففین

زمان: 15:06 دقیقه

سوره انشقاق

زمان: 7:47 دقیقه

سوره بروج

 زمان: 8:08 دقیقه

سوره طارق

 زمان: 5:08 دقیقه

سوره اعلی

زمان: 5:57 دقیقه

سوره غاشیه

 زمان: 6:59 دقیقه

سوره فجر

 زمان: 11:30 دقیقه

سوره بلد

زمان: 4:58 دقیقه

سوره شمس

 زمان: 4:19 دقیقه

سوره لیل

 زمان: 5:31 دقیقه

سوره ضحی

زمان: 3:07 دقیقه

سوره انشراح

زمان: 2:16 دقیقه

سوره تین

 زمان: 2:54 دقیقه

سوره علق

زمان: 5:20 دقیقه

سوره قدر

 زمان: 2:19 دقیقه

سوره بینه

زمان: 6:45 دقیقه

سوره زلزال

زمان: 2:48 دقیقه

سوره عادیات

زمان: 3:10 دقیقه

سوره قارعه

زمان: 3:08 دقیقه

سوره تکاثر

زمان: 2:24 دقیقه

سوره عصر

زمان: 1:27 دقیقه

سوره همزه

زمان: 2:40 دقیقه

سوره فیل

زمان: 2:07 دقیقه

سوره قریش

زمان: 1:52 دقیقه

سوره ماعون

زمان: 2:27 دقیقه

سوره کوثر

زمان: 1:18 دقیقه

سوره کافرون

 زمان: 2:14 دقیقه

سوره نصر

زمان: 1:46 دقیقه

سوره مسد

 زمان: 1:52 دقیقه

سوره توحید

زمان: 1:12 دقیقه

سوره فلق

زمان: 1:42 دقیقه

سوره ناس

زمان: 1:57 دقیقه

 




نوع مطلب : سیری در قرآن، آموزش، 
برچسب ها : آموزش تصویری جزء 30 قرآن کریم برای کودکان با کیفیت خوب، آموزش سوره های کوچک، آموزش سوره های کوچک مخصوص مهد و پیش دبستانی، آموزش جز سی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 مهر 1392 :: نویسنده : محمد

خمس اموال مسلمانان سهم امام و مجتهدان جامعه است و چون جزو اموال شخصی آنان محسوب نمی‌شود، در اصل به مردم و امت اسلامی تعلق می‌گیرد. اگر كسی به پرداخت خمس مازاد درآمدهای سالانه خود مقید باشد تا سهم امام و مسلمانان در مال تاو وجود نداشته باشد و اموال او طیب و پاك باشد، هیچ‌گاه به دنبال گردآوری مال از راههای حرام و غصبی نخواهد رفت و در واقع، پرداخت خمس در مسلمانان نوعی مصونیت ایجاد می‌كند.

اگر كسانی از راههای حرام اموالی به دست آورند و از روی ناآگاهی بخواهند با دادن خمس، آنها را حلال كنند، نادرست فكر كرده‌اند، زیرا به داراییهایی كه از راه حلال به دست آمده باشد، خمس تعلق می‌گیرد و اساساً به دست آوردن مال حرام، گناه و معصیت پروردگار است.

ادای فریضة خمس، موجب افزایش مال و بركت آن در دنیا و عاقبت به خیری و روسفیدی در جهان آخر ت می‌شود. خمس نوعی انفاق واجب است و اگر كسی خمس اموال خود را پرداخت كند، خداوند به او چندین برابر پاداش می‌دهد. خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:

مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله كمثل حبه انبتت سبع سنابل فی كل سنبله مائه حبه و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم.[1]

مثل آنان‌كه مال خود را در راه خدا انفاق می‌كنند، مثل دانه‌ای است كه هفت خوشه برآورد و در هر خوشه‌ای صد دانه باشد. خدا پاداش هر كس را كه بخواهد، چند برابر می‌كند و خدا گشایش دهنده و داناست.

در روایتی آمده است كه اگر كسی خمس ندهد،‌ در راه دیگری چندین برابر مقداری كه باید خمس بپردازد، مصرف می‌كند، بدون آنكه خود بدان رضایت داشته باشد. حضرت امام خمینی(ره) زمانی‌كه در عراق حضور داشتند، می‌فرمودند: «اگر بازاریهای بغداد خمس اموال خود را بدهند، دیگر یك فقیر هم در عراق پیدا نمی‌شود.» حقیقتاً اگر مسلمانان با میل و رغبت خمس داراییهای خود را بپردازند، توان مالی جامعه اسلامی افزایش می‌یابدف زمینة تلاش در راه بهبود وضع اجتماعی، اقتصادی،‌ فرهنگی و سیاسی جامعة اسلامی فراهم می‌گردد و در نتیجه، وضع مسلمانان در سراسر جهان به نحو چشمگیری دگرگون می‌شود.

 

پی نوشت ها:

[1]. قرآن، بقره/261.






نوع مطلب : سیری در قرآن، اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : فواید پرداخت خمس، فواید پرداخت، خمس،
لینک های مرتبط : سایت آیت الله مظاهری،
سه شنبه 28 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد

قوم یهود بزرگترین دشمن اسلام و به فرموده امام علی (علیه السلام) اصحاب دوزخند چرا که با وجود علم به حقانیت اسلام، نبوت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) و وصایت علی (علیه السلام) که در تورات آمده، به مخالفت و نفی آنها پرداختند.


یهود

داستان یهود یا همان قوم بنی اسرائیل در آیات متعددی از قرآن کریم آمده است که می توان دلیل آن را از چند زاویه مورد بررسی قرار داد:

1-  شباهت زیاد این قوم با اعراب هم عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):

خداوند کراراً داستان قوم حضرت موسی و یهود را بیان نموده تا آینه ای باشد که اعراب اعمال خود را در آن مشاهده کنند.

2-  دشمن شناسی:

حق تعالی با پرداختن به این موضوع عقاید، تفکرات، رفتارها و اعمال و حتی سیمای ظاهری بزرگترین دشمن مسلمین را ترسیم می نماید تا بدین ترتیب ما بتوانیم با در نظر گرفتن خصوصیات یک دشمن، دشمن شناسی خود را تقویت کنیم.

3-  تذکر و پند دادن به مسلمین:

خدا می فرماید : فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُۆْمِنِینَ : (پند و تذکر به نفع مومنین است) هم چنین حضرت علی (علیه السلام) در جایی خطاب به مسلمین می فرمایند :از یهود عبرت بگیرید.

 

ویژگی های قوم یهود در قرآن کریم

قرآن کریم یهودیان را قومی منافق، قاتل انبیاء الهی، بهانه جو، عهد شکن، سنگ دل، طغیان گر و سرکش معرفی و درباره آنها می فرمایند: آنان قومی بودند که امر به معروف و نهی از منکر نمی کردند، خود را برترین قوم زمین و حتی فراتر از آن فرزندان خدا می دانستند، خدا را ناتوان دانسته و مطابق درک و میل خود توصیف می نمودند.

 

دشمنی با اسلام با وجود علم به حقانیت آن

قبل از بعثت، کفار عرب متعرض یهود می شدند و ایشان را آزار می‌کردند و یهود در مقابل، آرزوی رسیدن بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) می‌کرده‌اند، و می‌گفته‌اند: اگر پیغمبر ما که تورات از آمدنش خبر داده مبعوث شود، و نیز به گفته تورات به مدینه مهاجرت کند، ما را از این ذلت و از شر شما اعراب نجات می دهد : 

وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِینَ : « و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مۆید آنچه نزد آنان است برایشان آمد و از دیرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پیروزى مى‏جستند ولى همین كه آنچه [كه اوصافش] را مى‏شناختند برایشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏خدا بر كافران باد  (بقره :89)

قرآن کریم یهودیان را قومی منافق، قاتل انبیاء الهی، بهانه جو، عهد شکن، سنگ دل، طغیان گر و سرکش معرفی و درباره آنها می فرمایند: آنان قومی بودند که امر به معروف و نهی از منکر نمی کردند، خود را برترین قوم زمین و حتی فراتر از آن فرزندان خدا می دانستند، خدا را ناتوان دانسته و مطابق درک و میل خود توصیف می نمودند

از کلمه (کانوا) استفاده می شود که این آرزو را قبل از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره می‌کرده‌اند، به حدی که در میان همه کفار عرب نیز معروف شده بود و معنای جمله: (فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا)، این است که چون بیامد آن کسی که وی را می‌شناختند، یعنی نشانی های تورات که در دست داشتند با او منطبق دیدند، به آن حضرت کفر ورزیدند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : سیری در قرآن، 
برچسب ها : قوم یهود را بهتر بشناسیم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 فروردین 1392 :: نویسنده : محمد

مواد غذایی معجزه‌گر قرآنی

گیاهان و میوه‌های قرآنی، کلید سلامتی بدن می‌باشند و می‌توانند بهترین بهره‌وری را داشته باشند.

میوه های قرآنی

قرآن کریم بهشت را بیشتر با کلمه «جنت» که به معنی بستانی است که از لحاظ کثرت درخت‌ها و پیچیدگی شاخه‌های آنها، ایجاد سایه و پوشش مخصوصی برای سطح آن کرده است، یاد می‌نماید. در برخی از آیات به میوه‌های بهشتی و همچنین درختان اشاراتی شده است که بسیاری از آنها علاوه بر خواص تغذیه‌ای خاصیت درمانی نیز دارند، مانند زیتون، انجیر و … که خاصیت دارویی دارند.

 در حقیقت انجیر و زیتون سر دسته گیاهانی هستند که در قرآن عنوان شده‌اند. در مصرف میوه‌ها و گیاهان باید مسائل منطقه‌ای و بومی ‌را نیز در نظر گرفت.





ادامه مطلب


نوع مطلب : سیری در قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آبان 1391 :: نویسنده : محمد

هود(ع) نام پیامبرى است كه بر قبیله عاد مبعوث گردیده است. هود نام یازدهمین سوره قرآن مجید است كه در آن داستان قوم هود به صورت مشروح ذكر شده است.قوم هود در اثر عدم قبول دعوت حضرت هود(ع) و سر آمدن مهلت الهى، دچارعذاب الهى شدند و از بین رفتند. این سوره مكى است و 123 آیه دارد.





















سوره‌ی هود

هود(ع)نام پیامبرى است كه بر قبیله عاد مبعوث گردیده است. هود نام یازدهمین سوره قرآن مجید است كه در آن داستان قوم هود به صورت مشروح ذكر شده است.قوم هود در اثر عدم قبول دعوت حضرت هود(ع) و سر آمدن مهلت الهى، دچارعذاب الهى شدند و از بین رفتند. این سوره مكى است و 123 آیه دارد.

هود چهل و نهمین سوره ای است که بر پیامبر(ص) نازل شد و بعضی از مفسران زمان نزول این سوره را در اواخر سال هایی می دانند که پیامبر ص در مکه به سر می بردند، یعنی بعد از مرگ ابوطالب و خدیجه و طبیعتاً در یکی از سخت ترین دوران های زندگی پیامبر ص که فشار دشمن و تبلیغات خشن و زهرآگینش بیش از هر زمان دیگر احساس می شد. به همین خاطر در ابتدای این سوره تعبیراتی که جنبه ی دلداری و تسلی نسبت به پیامبر ص و مومنان دارد دیده می شود. قسمت عمده آیات سوره را سرگذشت پیامبران پیشین مخصوصاً نوح که با وجود نفرات کم بر دشمنان پیروز شد تشکیل می دهد. بیان این سرگذشت ها هم وسیله آرامش خاطر برای پیامبر ص و مومنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده و هم درس عبرتی برای مخالفان نیرومندشان.

 

فضیلت سوره

معلم بزرگ انسانها حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) فرموده‌اند: هركس سوره هود را تلاوت نماید، خداوند درروز قیامت به تعداد كسانی كه هود را تصدیق ویا تكذیب كرده‌اند به او پاداش عطا می‌فرماید. وی در مقام شهداء قرار می‌گیرد: و به حسابش آسان رسیدگی می‌شود.( تفسیر جامع ج3 ص 248)

 

پنجمین اختر آسمان ولایت، امام محمدباقر علیه السلام فرمودند: كسی كه سوره هود را در هر جمعه بخواند، حق تعالی او را در قیامت در زمره پیغمبران مبعوث می‌گرداند ودر قیامت گناهی از او ظاهر نخواهد شد.( بحارالنوار 92/278 – 279 باب 36 / روایت 1و2 به نقل از ثواب الاعمال وتفسیر عیلشی)

 

روزی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمود: من از خداوند خواسته‌ام كه تو را وزیر،‌ خلیفه و جانشین من قرار دهد. خداوند این خواسته‌ام را اجابت فرمود و وحی نمود كه من علی علیه السلام را خلیفه و وصی تو نمودم. هنگامی‌كه این سخن به گوش بعضی از مخالفان رسید از روی عداوت ودشمنی گفتند:‌ به خدا سوگند، مقداری خرما در این مشك خشكیده از آنچه محمد از خدای خود خواسته بهتر است. چرا از خداوند نخواست فرشته‌ای برای یاری او بر دشمنان بفرستد ویا گنجی كه او را از فقر نجات دهد؟ (تفسیر نمونه وتفسیر جامع شان نزول آیه 12 سوره هود)

 

در این هنگام آیه‌ی دوازدهم سوره ی هود بر رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم  نازل شد.

((فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ))

پس شاید تو به خاطر آن كه می‌گویند: چرا بر او گنجی نازل نشده ویافرشته‌ای همراه اونیامده، برخی از آن چه را كه به سویت وحی می‌شود رها كنی وسینه‌ات از ابلاغ آن تنگ شود! جزاین نیست كه تو بیم دهنده‌ای هستی وخدا بر همه چیز ناظر ونگهبان است»






نوع مطلب : سیری در قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد
ویژگی های منافق در آیات و روایات

واژه «منافق» و «نفاق» واژه ای است که در قرآن مجید و روایات مکرر به کار رفته و حتی در قرآن مجید سوره ای به نام «منافقون» و درباره آنان آمده و در آن به برخی از اعمال و ویژگی های آنان اشاره شده است. صفت نفاق در ادبیات اسلامی بسیار منفی و زشت شمرده شده به گونه ای که منافق بدتر از کافر و مشرک خوانده شده است)نساء/145). همین امر باعث شده است که در طول تاریخ از این واژه بسیار استفاده شود و افراد و گروه های زیادی مخالفان خود را به این نام و صفت بخوانند و نظام ها و حکومت ها مخالفان و منتقدان خود را به این عمل و صفت متهم کنند. در این نوشتار برآنیم که به برخی از ویژگی های اصلی منافقان در قرآن و روایات اسلامی به اختصار اشاره کنیم.

کلمه نفاق به معنای «اظهار کردن مطلبی بر خلاف اعتقاد» است(المعجم الوسیط، ص942). در اصطلاح دینی منافق کسی است که در باطن کافر است و در ظاهر مسلمان(قاموس قرآن، ج7، ص98). گویا این کلمه از ریشه نَفَق، به معنای نقب زیر زمینی که دو درب دارد، گرفته شده است(همان). به هر حال منافق به معنای دورو است، کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد و کسی که به چیزی که اعتقاد ندارد وانمود می کند که اعتقاد دارد. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «کسی که باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است، هر که می خواهد باشد»(بحارالانوار، ج72، ص207).

منافق ویژگی هایی دارد که در اعمال و رفتار او آشکار و نمایان است. از جمله مهم ترین ویژگی های منافق مطابق آیات و روایات اسلامی امور زیر است:

1-منافق از دین استفاده ابزاری می کند.

از مهمترین ویژگی های منافق این است که به دین یا اخلاق یا... اعتقاد قلبی ندارد اما وانمود می کند که اعتقاد دارد تا از این راه بهره ای ببرد. او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسان ها نشان می دهد تا در قلب انسان ها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد. قرآن مجید در مورد منافقین می فرماید: «آنان قَسَم های خود را چون سپری بر خود گرفته اند»(منافقون/2). آنان قسم می خورند که ایمان دارند اما حتی قسم آنان سپری برای آنان است. به هر حال منافق کسی است که به چیزی اعتقاد ندارد ولی ادعا می کند که اعتقاد دارد تا از این راه بهره ای ببرد. و البته او چه بسا اشک هم بریزد و داد دین هم سر دهد. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق، چشمانش در اختیار اوست، هر طور بخواهد گریه می کند»(کنز العمال، ح854). اعمال و کردار منافق ریاکارانه است و دینداری او برای جلب توجه است(نساء/142؛ کنزالعمال، ح862).

2-دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت از ویژگی های منافق است.

در آیات متعددی از قرآن مجید این سه ویژگی به منافقان نسبت داده شده است. نفاق بر دروغ استوار است و منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ می گوید. او وعده می دهد و عمل نمی کند و او امانت را رعایت نمی کند و در آن خیانت می کند. برخی از آیات قرآن خلف وعده و دروغ را و برخی آیات دیگر خدعه و حیله را از اعمال منافقین به حساب می آورد(توبه/77؛ نساء/142؛ منافقون/1؛ حشر/11و...).

پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق کسی است که هر گاه وعده  دهد خلف وعده کند... و هرگاه سخن بگوید دروغ گوید، و هرگاه امانتی به او سپارند خیانت ورزد»(بحارالانوار، ح72، ص207). آن حضرت می فرماید: «نشانه منافق سه چیز است؛ سخن به دروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت کند»(نهج الفصاحه، ص537) و می فرماید: «سه چیز در هر که باشد منافق است، هر چند روزه بدارد و نماز بخواند و حج و عمره بگزارد و بگوید من مسلمانم. کسی که چون سخنی می گوید، دروغ گوید و چون وعده می دهد وفا نکند و چون امانت می گیرد، خیانت کند»(همان، ص538).

امام سجاد(ع) می فرماید: «منافق...اگر سخنی به تو گوید دروغ گوید و اگر به تو وعده ای دهد، خلف وعده کند و اگر به او اعتماد کنی و امانتی سپاری به تو خیانت می کند»(الامالی الصدوق، ص399).

3-منافق از صدای مخالف هراسان است.

ویژگی دیگر منافق این است که وحشت زده است و هر صدایی را برای خود خطری احساس می کند و جلو آن را می گیرد. قرآن مجید درباره منافقان می فرماید: «یحسبون کل صیحة علیهم» هر فریاد و صدایی را به زیان خویش می پندارند(منافقون/4). علت این امر این است که منافقان همیشه نگران هستند که ماهیت واقعیشان برای مردم آشکار شود و به همین جهت جلوی صدای مخالف را می گیرند. در حکومت منافقانه امویان هیچ صدایی به جز صدای مداحان حکومت به گوش نمی رسید. آنان علی(ع) و خاندان او را دشمن خود می دانستند و در حالی که در منابر هر سخنی و ناسزایی بر ضد این خاندان مجاز بود، گفتن جمله ای در مدح آنان ممنوع بود. به هر حال همه کسانی که منافقانه از دین استفاده می کرده اند از صدای مخالف وحشت داشته جلو آن را می گرفته اند. امام سجاد(ع) از خصوصیات منافق را این می شمارد که مخالف را بر نمی تابد و پشت سر مخالف خود بدگویی می کند(الامالی الصدوق، ص399). به فرموده علی(ع) منافقان فقط مدح و ثنا را دوست دارند و آن را به همدیگر قرض می دهند و آن را از همدیگر انتظار دارند(نهج البلاغه، خ193).

4-منافق می گوید و عمل نمی کند.

ازویژگی های منافق آن است که دیگران را از اعمالی نهی می کند که خود آن ها را ترک نمی کند و دیگران را به اعمالی ترغیب می کند که خود انجام نمی دهد. امام علی(ع) می فرماید: «آشکارترین منافق کسی است که به طاعت خدا فرا خواند و خودش بدان عمل نکند و از معصیت بازدارد و خودش از آن باز نایستد» و می فرماید: «منافق ترین مردم کسی است که به طاعت خدا امر کند و خودش عمل نکند و از گناه باز دارد و خودش ترک نکند»(غررالحکم، ح3214 و 3309).

امام سجاد(ع) می فرماید: « منافق نهی می کند و خود نهی نمی پذیرد، به آنچه دستور می دهد خودش عمل نمی کند»(الامالی الصدوق، ص399).

پس بارزترین و آشکارترین و رسواترین منافق کسی است که دیگران را به خاطر انجام همان کاری مواخذه می کند که خود بدتر از آن را انجام می دهد و دیگران را به خاطر ترک همان اموری محکوم می کند که خود ترک می کند و زیر پا می گذارد.

5-منافقین موضع ثابتی ندارند.

قرآن مجید درباره منافقین می فرماید: «مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء» میان آن دو دو دلند نه با اینانند و نه با آنان(نساء/143). پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق همچون بزغاله ای است که میان دو گله سرگردان است»(نهج الفصاحه، ص537).

از آنجا که منافق دین را برای خود دین و حق را برای خود حق و اخلاق را برای خود اخلاق نمی خواهد و تنها از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، موضع ثابت و روشن و یکنواختی ندارد. نمونه این را در دنیای امروز به وضوح می بینیم. کشورها و نظام ها در رابطه با حوادثی که در نقاط مختلف دنیا رخ می دهد برخوردی دوگانه دارند و مطابق منافع خود موضع می گیرند. یک عمل را در یک کشور محکوم می کنند در حالی که همان عمل را در کشوری دیگر تایید یا توجیه می کنند. اما مومن واقعی مبنای ثابت و روشنی دارد چون مطابق حق سخن می گوید و موضع می گیرد و نه مطابق منافع خود.

در آیات و روایات ویژگی های دیگری نیز برای منافقان بیان شده است که ذکر همه آنها به درازا می انجامد. سخن را با دو حدیث از پیامبر خدا(ص) درباره خطر منافق برای جامعه به پایان می بریم: علی(ع) می فرماید رسول خدا به من فرمود: «من برای امتم نه از مومن می ترسم و نه از مشرک؛ زیرا مومن را خداوند به واسطه ایمانش جلوگیری می کند و مشرک را خداوند به سبب شرکش از پای در می آورد. اما ترس من از برای شما از منافق زبانبازی است که مطابق اعتقادات شما سخن می گوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل می کند»(نهج البلاغه، نامه 27). و آن حضرت می فرماید: «بیشتر از هر چیز بر امت خودم از منافق زبانباز می ترسم»(نهج الفصاحه، ص537).

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

http://a-soleimani.blogspot.com




نوع مطلب : سیری در قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تفسیر آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم‏
بسم الله الرحمن الرحیم 
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم:
یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم فان تنازعتم فی شی‏ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر ذلک خیر و احسن تأویلا. " 1 ".
در این آیه مبارکه خداوند خطاب به مؤمنین نموده و به طور اطلاق اطاعت‏خدا و رسول خدا و أولی الامر را بر آنها واجب شمرده است، و چون أولو الامر یعنی صاحبان امر و دارندگان این منصب اطاعتشان بدون هیچ شرط و قیدی در ردیف اطاعت رسول خدا لازم شمرده شده است باید دید که آنها چه کسانند؟ برای توضیح این منظور و به دست آوردن این مقصود باید آیه مبارکه را تفسیر نمود.
تفسیر آیه اولی الامر

در این آیه اطاعت خداوند و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولواالامر واجب شده است. منظور از اطاعت آنها چیست و در کدام مورد و مصداق باید از آنها اطاعت نمود؟ 
آیا اطاعت خدا عین اطاعت رسول خدا نیست؟ آیا به وسیله دیگری غیر از راه رسول خدا خداوند بر ما امر و نهیی دارد و باید بدانها گوش فرا داشت؟ مسلم است که اطاعت خدا همان اطاعت از رسول خدا است و راه معرفی احکام و قوانین خدا، همان

 

شخص رسول‏الله است، بنابراین چرا دو اطاعت لازم شمرده شده یکی اطاعت خدا و دیگر اطاعت رسول خدا؟
در اطاعت خدا منظور پیروی از احکامی است که به عنوان وحی بر قلب آن حضرت نازل شده و مورد حکم و خطاب تمام مؤمنین هستند. قرآن کریم کلام خدا و وحی حضرت احدیت است برای جمیع مردم. بنابراین اطاعت از خدا یعنی اطاعت از کلام خدا که همان قرآن کریم است.
منظور از اطاعت از رسول خدا چیست‏

و اما اطاعت از رسول خدا به دو قسمت تقسیم می‏شود: 
اول: اطاعت در آنچه که خداوند برای تشریع احکام و تفصیل آنها از غیر کتاب به آن حضرت وحی نموده است. چون معلوم است که احکامی را که کتاب خدا بیان می‏کند همانا اصول احکام و موضوعات شرعیه است مثلا در باره نماز و روزه و حج و جهاد و زکات و نکاح و قوانین معاملات و سایر عبادات و احکام، کلام خدا از اجمال تجاوز نمی‏کند و اما کیفیت نماز و روزه و حج و سایر موضوعات را باید از رسول‏الله آموخت، همان طور که فرمود: صلوا کما رأیتمونی اصلی، نماز را خدا واجب کرده ولی ببینید چگونه من نماز می‏خوانم، از نقطه نظر شرائط و مقدمات و افعال و اقوالی که در نماز لازم است طبق نماز من شما هم نماز بخوانید. خصوصیات این موضوعات بطور تمام و کمال در قرآن کریم بیان نشده و فقط اصول عبادات و معاملات و احکام بیان شده است.تفصیلات آنها را باید از رسول‏الله آموخت.
نفس رسول خدا مانند یک ذره بین بسیار قوی آن مجملاتی را که خدا در کتاب وحی نموده است بزرگ و روشن و واضح نموده، شرائط و اجزاء هر عبادت را با کیفیت مخصوص آشکار می‏نماید. آیات قرآن به صورت اجمال بر پیغمبر نازل شده و در نفس آن حضرت منعکس گردیده لیکن آن نفس قدسیه حدود و ثغور و تاویل و تفسیر و شان نزول و سایر خصوصیات کتاب خدا را روشن و آشکارا نموده، به طور تفصیل به خارج منعکس می‏کند، و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم. " 1 ".
«ما کتاب را به صورت وحی بر تو فرستادیم برای آن که آنچه را به سوی مردم فرستاده شده و احکامی را که برای آنان نازل شده است‏برای آنان روشن و واضح کنی»،
احکام را تفصیل دهی، مراد از آیات را بیان کنی.
" 1 ".
دوم: اطاعت رسول خدا در آراء شخصیه و اوامر نفسیه راجع به اجتماع مردم مسلمان از آن اوامری که وظیفه والی و حاکم برای برقراری نظم و اجتماع امت است و در آنها عنوان تشریع حکم نیست مانند حکومت و بیان وظائف شخصیه مسلمین و نصب ولاة و حکام به ولایات و فرستادن جیوش برای جهاد و نصب قضاة و ائمه جماعت برای رسیدگی به امور اجتماعی و رفع مرافعات و امور دینی مؤمنین. قال الله تعالی:
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اریک الله. " 2 ".
«ما قرآن را بر تو فرستادیم برای آنکه در بین مردم به آنچه خدا به تو نشان داده حکم دهی». و البته این حکم در امور شخصیه طبق قوانین قضاء می‏باشد.و نیز در تصمیمات رسول خدا در مهمات از امور مانند تجهیز جیوش و نصب امرای لشکر و ارسال آنها برای جهاد به نقاط دور دست و معاهده با اقوام خارج از اسلام طبق مصالحی که خود آن حضرت تشخیص می‏داده‏اند، تمام مسلمین باید بدون قید و شرط مطیع و منقاد آن حضرت باشند گرچه خداوند در مهمات امور آن حضرت را امر به مشورت با مؤمنین نموده است و شاورهم فی الامر، " 3 " لکن با جمله متصل فرموده: فاذا عزمت فتوکل علی الله. " 3 " پیغمبر با مسلمین در عزائم امور مشورت می‏نماید ولی در نتیجه، طبق اراده و تصمیمی که خود آن حضرت می‏گیرد باید رفتار کند و تمام

پاورقی
13

مسلمین باید اطاعت بنمایند.
از آنچه ذکر شد به دست آمد که با وجود آن که اطاعت رسول خدا در حقیقت اطاعت خدا است چون خدا اطاعت رسول‏الله را لازم شمرده است کما قال: و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله، " 1 " در عین حال اطاعت از خدا یک معنائی دارد و اطاعت از رسول خدا معنای دیگری.بر مردم لازم است از خدا اطاعت کنند راجع به دستورات قرآن مجید، و از رسول خدا راجع به آنچه که در خصوصیات احکام آن حضرت بیان می‏کند و عنوان تشریع دارد و راجع به مصالح مسلمین در آراء شخصیه و فرامین آن حضرت آنچه را که جنبه تشریع ندارد، و شاید همین جهت سر آن باشد که خداوند با دو لفظ «اطیعوا» مؤمنین را امر به پیروی کرده است و اطاعت خدا را از اطاعت رسول خدا جدا شمرده است نه از جهت آن که بعضی از مفسرین گفته‏اند که این تکرار به جهت تاکید است، چون در اینجا اگر تکرار نمی‏شد بهتر تاکید را می‏رسانید از نقطه نظر اقتران اطاعت خدا و رسول خدا که افاده وحدت اطاعت را در دو مقام می‏نمود.
حدود اختیارات اولواالامر

" 2 " و مانند رسول خدا مفصل و مشرع احکام اجمالیه قرآن نیستند بلکه میان مسلمین مبین احکام و مبلغ آیات، طبق تشریع رسول خدا خواهند بود، و نیز در امور مسلمین دارای رای و نظر بوده و در قضاء و مرافعات و سایر جهات اجتماع که احتیاج به رأی رئیس برای تنظیم امور و دفع مشکلات و خطرات وارده و جلب منافع عامه دارد مردم باید از آنها پیروی کنند و اطاعت آنها از این جنبه در ردیف اطاعت رسول خدا از این جنبه می‏باشد و لذا این دو اطاعت را با یک لفظ «اطیعوا» بیان فرموده و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. و بنابراین

پاورقی
14

فقط اطاعت آنها در این ناحیه می‏باشد به خلاف اطاعت از رسول خدا که هم در این ناحیه و هم در ناحیه تشریع احکام جزئیه و مفصلات مسائل است، دلیل بر این مدعا آن که بلافاصله قرآن می‏گوید: فان تنازعتم فی شی‏ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر.
در منازعات و مشاجراتی که بین مسلمین اتفاق می‏افتد آنها باید به کتاب خدا و سنت رسول خدا رجوع کنند و از آن اصول، مشاجره را فیصله دهند. و اگر اولوا الامر منصب تشریع را داشتند می‏بایست عند المرافعه مؤمنین را به حکم مشرع آنان ارجاع داد در حالی که به اولی الامر ارجاع داده نشده است.
" 1 " و نیز این نزاع در اموری که راجع به رأی و اوامر شخصیه باشد نیست بلکه راجع به حکم خدا در قضیه مورد نزاع است به دلیل آنکه در آیات بعد مذمت می‏کند افرادی را که به حکم طاغوت رضا داده و آن را مرجع خود گرفته‏اند و حکم خدا و رسول او را ضایع و مهمل گذاشته‏اند، بلکه مراد نزاع مسلمانان است بعضی با بعض دیگر در امور شخصیه، و در این مسائل برای رفع اختلاف باید مراجعه به کتاب الله و سنت رسول‏الله بنمایند، و کتاب خدا و سنت دو حجت قاطع هستند برای رفع اختلاف و فصل منازعه برای کسانی که به کتاب و سنت علم دارند و قول اولواالامر نیز در فهم کتاب و سنت

پاورقی
15

حجت است؛ چون آیه شریفه اطاعت آنها را بدون قید و شرط لازم شمرده است، و اگر آنها کتاب و سنت را تفسیر و بیان کنند چون در این کار عنوان تشریع وجود ندارد باید از آنها پیروی نمود، و بنابراین انا " 1 " کشف می‏کنیم که قول و گفتار آنان مطابق با واقع و خالی از خطا و لغزش است.
لزوم عصمت در اولواالامر

و محصل کلام آنکه اولواالامر افرادی هستند که به استثنای مواردی تشریع، به طور مطلق و بدون قید و شرط از جمیع نواحی باید از آنها اطاعت کرد و اطاعت آنها در ردیف اطاعت رسول خدا است و همان طور که امر و نهی رسول خدا خلاف امر و نهی خدا نیست وگرنه موجب تناقض بین امر خدا و امر رسول خدا و بین نهی خدا و نهی رسول خدا می‏شد، و این معنی تمام نمی‏شود مگر به التزام عصمت رسول خدا، همین طور اولواالامر امرشان و نهیشان خلاف امر و نهی خدا و رسول خدا نیست وگرنه موجب تناقض و امر به ضدین یا نهی از متناقضین می‏شود؛ و این معنی نیز تمام نمی‏شود مگر به التزام عصمت اولواالامر، و در نتیجه لازمه اطاعت مطلقه بدون قید و شرط، عصمت آنها است؛ و از طرفی چون می‏دانیم هیچ یک از مذاهب مسلمین عصمت را درباره پیشوایان و رهبران خود ادعا نکرده‏اند به جز طائفه شیعه در حق ائمه دوازده‏گانه خود، بنابراین معنی و مفهوم آیه طبعا منطبق بر ائمه معصومین سلام الله و صلواته علیهم اجمعین خواهد شد. 
این از نقطه نظر دلالت آیه کریمه، و شاهد بر این مطلب از روایات از حد و احصاء بیرون است، از جمله تفسیر مورد آیه تطهیر بر آنان.
تفسیر اولی الامر در روایات‏

در «تفسیر برهان» و «غایة المرام» از محمد بن یعقوب کلینی با اسناد متصل خود از ابوبصیر روایت می‏کنند: قال: سألت اباعبدالله علیه‏السلام عن قول الله عزوجل: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»، فقال: نزلت فی علی بن ابیطالب و الحسن و الحسین علیهم‏السلام، فقلت له: ان الناس یقولون: فماله لم یسم علیا و اهل بیته فی کتاب الله عزوجل؟ قال: فقولوا لهم: ان رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم نزلت علیه الصلاة لم یسم الله لهم ثلاثا و لا اربعا حتی کان رسول‏الله هو 

پاورقی
16

الذی فسر ذلک لهم، و نزلت علیه الزکاة و لم یسم لهم من کل اربعین درهما حتی کان رسول‏الله هو الذی فسر ذلک لهم، و نزل الحج فلم یقل لهم: طوفوا اسبوعا حتی کان رسول‏الله هو الذی فسر ذلک لهم، و نزلت: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» و نزلت فی علی و الحسن و الحسین، فقال رسول‏الله فی علی علیه‏السلام: الا من کنت مولاه فعلی مولاه. و قال: اوصیکم بکتاب الله و اهل بیتی فانی سالت الله عزوجل ان لا یفرق بینهما حتی یوردهما علی الحوض فاعطانی ذلک. و قال صلی الله علیه و آله و سلم: لا تعلموهم فهم اعلم منکم. و قال: انهم لن یخرجوکم من باب هدی و لن یدخلوکم فی باب ضلالة. فلو سکت رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم فلم یبین من اهل بیته لادعاها آل فلان و آل فلان و لکن الله عزوجل انزل فی کتابه تصدیقا لنبیه: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» فکان علی و الحسن و الحسین و فاطمة علیهم‏السلام فادخلهم رسول‏الله تحت الکساء فی بیت ام سلمة فقال: اللهم ان لکل نبی اهلا و ثقلا و هؤلاء اهلی و ثقلی، فقالت ام‏سلمة: الست من اهلک؟ فقال لها: انک الی خیر و لکن هؤلاء اهلی و ثقلی. " 1 ".
«ابوبصیر می‏گوید از حضرت صادق علیه‏السلام راجع به تفسیر آیه اولی الامر سؤال کردم فرمود: این آیه درباره علی بن ابیطالب و حسن و حسین علیهم‏السلام نازل شده است. گفتم: مردم می‏گویند به چه علت نامی از علی و اهل بیت او در کتاب خدا برده نشده است؟ حضرت فرمود: به آنها بگوئید:
آیه نماز بر رسول خدا نازل شد و خداوند نامی از سه رکعت و چهار رکعت نبرده است تا آنکه رسول خدا این آیه را برای مردم تفسیر نمود و رکعات نماز را مشخص کرد؛ و آیه زکات نازل شد و نامی در کتاب خدا برده نشده است که از چهل درهم باید یک درهم زکات داد تا آنکه رسول خدا این آیه را تفسیر فرموده و نصاب زکات را معین کرد، و آیه حج نازل شد و خداوند در آن نفرموده هفت شوط باید دور کعبه طواف کرد تا آنکه رسول خدا آیه حج را تفسیر نموده و طواف را هفت شوط قرار داد، و آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم نازل شد و این آیه درباره علی و حسن و حسین است و پیامبر برای تعیین و تشخیص اولی الامر فرمود: ای مردم آگاه باشید

پاورقی
17

هر کس من ولی او هستم علی ولی اوست. و فرمود: ای مردم من شما را به کتاب خدا و اهل بیت خودم توصیه و سفارش می‏کنم و من از خداوند عزوجل درخواست نموده‏ام که بین آن دو جدائی نیفکند تا زمانی که هر دو را با هم بر من در کنار حوض کوثر وارد کند، و خداوند دعای مرا مستجاب نموده و این مسئلت مرا برآورده است، و فرمود: شما به اهل بیت من یاد ندهید و آنها را تعلیم ننمائید زیرا آنها از شما داناترند، و فرمود: اهل بیت من هیچگاه شما را از در هدایت بیرون نمی‏کنند و در در ضلالت و گمراهی داخل نمی‏نمایند. و اگر رسول خدا سکوت اختیار می‏کرد و اهل بیت خود را در علی و حسن و حسین مبین و معین نمی‏نمود هر آینه آل فلان و آل فلان ادعا می‏کردند که مراد از اهل بیت مائیم و لیکن خداوند عزوجل در کتاب خود به جهت تصدیق پیامبرش و تایید گفتار رسولش آیه‏ای فرستاد: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. " 1 " و در نزد رسول خدا علی و حسن و حسین و فاطمه بودند، پیامبر گرامی در بیت ام‏سلمه آنان را در زیر کساء برد و به پیشگاه حضرت ربوبی عرضه داشت: بار پروردگارا برای هر پیغمبری اهل بیتی است و اثاث البیت و متاعی است و اینان اهل من و متاع من هستند، ام‏سلمه گفت: ای رسول خدا آیا من از اهل تو نیستم؟ رسول خدا به او فرمود: تحقیقا راه تو به سوی خیر و عافیت است و لیکن اهل من و متاع من منحصر در این جماعت است»؛ تا آخر حدیث که برخی دیگر از خصائص و فضائل اهل بیت را بیان می‏کند.
و در تفسیر «برهان» و «غایة المرام» از ابن‏شهر آشوب از «تفسیر مجاهد» روایت کرده است که:
انها نزلت فی امیرالمؤمنین علیه‏السلام حین خلفه رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم بالمدینة فقال: یا رسول‏الله اتخلفنی علی النساء و الصبیان؟ فقال: یا امیرالمؤمنین اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی حین قال له: «اخلفنی فی قومی و اصلح»، فقال الله: «و اولی الامر منکم». قال: علی بن ابیطالب ولاه الله امر الامة بعد محمد و حین خلفه رسول‏الله بالمدینة.فامر الله العباد بطاعته و ترک خلافه. " 2 ".

پاورقی
18

در «تفسیر مجاهد» گوید که آیه اولی الامر در شان امیرالمؤمنین علیه‏السلام نازل شده است در وقتی که رسول‏الله علی بن ابیطالب را در مدینه به جای خود گذاشتند. امیرالمؤمنین عرض می‏کند: ای رسول خدا تو مرا به جای خود و برای سرپرستی زنان و کودکان گذاشتی؟ رسول‏الله فرمود: ای امیرالمؤمنین آیا راضی نیستی که نسبت و منزله تو با من مانند نسبت و منزله هارون با موسی بوده باشد در وقتی که موسی به برادرش هارون گفت: تو به جای من در میان قوم من خلیفه و جانشین من باش و امور امت را اصلاح کن، پس خداوند آیه و «اولی الامر منکم» را فرستاد.
مجاهد می‏گوید: خداوند امر ولایت امت را بعد از محمد صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن ابی‏طالب واگذار کرد و نیز در هنگامی که رسول خدا او را به جای خود در مدینه گماشت پس خداوند بندگان خود را امر نمود که از او اطاعت کنند و از مخالفت با او اجتناب ورزند».
و نیز در «تفسیر برهان» و «غایة المرام» از ابن‏شهر آشوب از ابانة الفلکی روایت می‏کند که: انها نزلت حین شکی ابوبریدة من علی علیه‏السلام. " 1 ".
ابانه فلکی گوید که: «چون ابوبریده نزد رسول خدا از علی علیه‏السلام شکایت کرد این آیه: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» وارد شد، و عین این خبر مروی از مجاهد را در شأن نزول روایت کرده است.
و در تفسیر «برهان» از صدوق (ره) با اسناد متصل خود از ابوبصیر از حضرت امام باقر علیه‏السلام روایت کرده است:
فی قول الله عزوجل: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم» قال: الأئمة من ولد علی و فاطمة صلوات الله علیهما الی ان تقوم الساعة. " 2 ".
«حضرت امام محمد باقر علیه‏السلام در تفسیر آیه اولی الامر فرمودند: «مراد از اولواالامر ائمه از اولاد علی و فاطمه صلوات الله علیهما هستند تا زمانی که ساعت

پاورقی
19

قیام قیامت برپا گردد».
و در تفسیر «المیزان» از «عبقات الانوار» از کتاب «ینابیع المودة» از »مناقب» ابن‏شهر آشوب از سلیم بن قیس هلالی از امیرالمؤمنین علیه‏السلام در ضمن حدیثی روایت کند که:
قال: واما ادنی ما یکون به العبد ضالا فأن لا یعرف حجة الله تبارک و تعالی و شاهده علی عباده، الذی امر الله عباده بطاعته و فرض ولایته. قال سلیم: قلت: یا امیرالمؤمنین صفهم لی، قال: الذین قرنهم الله بنفسه و نبیه فقال: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر» منکم فقلت له: جعلنی الله فداک أوضح لی.
فقال: الذین قال رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم فی مواضع و فی آخر خطبته یوم قبضه الله الیه عزوجل: انی ترکت فیکم امرین لن تضلوا بعدی ان تمسکتم بهما: کتاب الله عزوجل، و عترتی اهل بیتی، فان اللطیف الخبیر قد عهد الی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض کهاتین- و جمع بین مسبحتیه- و لا اقول کهاتین- و جمع بین مسبحته و الوسطی- فتمسکوا بهما و لا تقدموهم فتضلوا. " 1 ".
حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام در ضمن حدیثی فرمودند: «کوچکترین چیزی که بنده خدا به واسطه آن گمراه می‏شود آن است که حجت خداوند تبارک و تعالی را نشناسد و به گواه و شاهدبودن او بر بندگانش معرفت پیدا نکند، آن حجت و گواهی که خداوند بندگان خود را امر به اطاعت از او نموده است و ولایت او را بر بندگان لازم و واجب شمرده است.
سلیم گوید: گفتم: ای امیر مؤمنان آن حجت و گواه را برای من توصیف کن. حضرت فرمود: حجت خدا و ولی خدا بر بندگانش آن کسانی هستند که خداوند آنان را با خودش و با پیغمبرش قرین شمرده و با هم یاد کرده است و گفته است: ای کسانی که ایمان آورده‏اید از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا و اولی الامر اطاعت کنید.
سلیم گوید: عرض کردم خدای مرا فدای تو گرداند این مطلب را برای من توضیح ده و روشن کن. حضرت فرمود: اولواالامر و حجت‏های الهیه کسانی هستند

پاورقی
20

که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مواقع بسیاری و نیز در آخرین خطبه خود که در روز رحلت انشاء فرمود از آنان یاد کرده و مردم را به پیروی از آنان توصیه نموده است، آنجا که گفته است: من در میان شما دو امر را به جای می‏گذارم که پس از من اگر بدانها متمسک گردید ابدا گمراه نخواهید شد یکی کتاب خدا و دیگری عترت من که اهل بیت من هستند، چون خداوند لطیف و خبیر برای من بر عهده خود گرفته است که آن دو هیچگاه از هم جدا نشوند تا زمانی که هر دو بر من در کنار حوض کوثر وارد شوند مانند این دو انگشت- و رسول خدا بین دو انگشت مسبحه دو دست‏خود را که از لحاظ بلندی و هم شکلی کاملا مانند یکدیگرند به هم پیوستند و به مردم نشان دادند- و سپس فرمودند: نمی‏گویم مانند این دو انگشت- و رسول خدا بین انگشت مسبحه و وسطای خود را که هر دو در یک دست واقع است و از نقطه نظر شکل و اندازه تفاوت دارند به هم پیوستند و به مردم نشان دادند- (کنایه از آنکه کتاب خدا و اهل بیت من مانند یکدیگرند و هیچ‏کدام را بر دیگری امتیاز نیست) و سپس گفتند: ای مردم شما به این دو چنگ زنید و بر آنها تقدم نجوئید که گمراه خواهید شد».
و نیز در «تفسیر برهان» در ذیل آیه: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم و در «غایة المرام» و در تفسیر «المیزان» از تفسیر «برهان» روایت جابر بن عبدالله انصاری را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می‏کند که در آن حدیث رسول خدا یک یک از ائمه دوازده گانه را می‏شمرند و علت غیبت حضرت مهدی قائم آل محمد را بیان می‏کنند. " 1 " و این حدیث حاوی نکات درخشان و مطالبی بس عالی است.
باری وضوح انطباق اولواالامر بر ائمه طاهرین علیهم‏السلام تا سر حدی است که در روایت صادق آل محمد برای اثبات آن دستور مباهله داده‏اند. چنانکه در تفسیر «برهان» و «غایة المرام» و در تفسیر «المیزان» از محمد بن یعقوب کلینی در «کافی» روایت می‏کنند از ابی‏مسروق از حضرت ابی‏عبدالله علیه‏السلام:
قال: قلت له: انا نکلم أهل الکلام فنحتج علیهم بقول الله عزوجل: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» فیقولون: نزلت فی المؤمنین، و نحتج علیهم بقول الله

پاورقی
21

عزوجل: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»، فیقولون: نزلت فی قربی المسلمین، قال: فلم أدع شیئا مما حضرنی ذکره من هذا و شبهه الا ذکرته، فقال لی: اذا کان ذلک فادعهم الی المباهلة، قلت: و کیف اصنع؟ فقال: اصلح نفسک ثلاثا و اطبه، قال: و صم و اغتسل و ابرز انت و هو الی الجبال فتشبک اصابعک من یدک الیمنی فی اصابعه، ثم انصفه و ابدا بنفسک و قل: اللهم رب السموات السبع و رب الارضین السبع عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم، إن کان أبومسروق جحد حقا و ادعی باطلا فانزل علیه حسبانا من السماء و عذابا الیما، ثم رد الدعوة علیه فقل: و ان جحد حقا و ادعی باطلا فانزل علیه حسبانا من السماء و عذابا الیما، ثم قال لی: فانک لا تلبث ان تری ذلک فیه، فو الله ما وجدت خلقا یجیبنی الیه.
و از «کافی» به اسنادش از حضرت باقر علیه‏السلام روایت شده است که قال: الساعة التی تباهل فیها ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس. " 1 ".
«ابومسروق گوید: به محضر حضرت امام صادق علیه‏السلام عرض کردم: ما با اهل کلام مباحثه و احتجاج می‏کنیم به قول خداوند عزوجل: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»، و آنها در پاسخ ما می‏گویند: این آیه در شأن مؤمنین نازل شده است، و احتجاج می‏کنیم با آنها به قول خداوند عزوجل: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»، و آنها در پاسخ می‏گویند: این آیه در شأن ارحام و اقربای مسلمین نازل شده است.
ابومسروق گوید: من به امام هر چه را از قبیل این مسائل در نظر داشتم و با آن احتجاج نموده بودم عرض کردم.
حضرت فرمود: چون مطلب از قراری است که می‏گوئی، آنها را برای مباهله دعوت کن.گفتم: چگونه مباهله کنم؟ حضرت فرمود: برای اصلاح حال و طهارت دل خود سه روز مراقب نفس خود باش و روزه بگیر و غسل کن و خودت با او به سمت کوه‏ها رهسپار گرد و انگشتان دست راست خود را شبکه مانند در انگشتان دست او داخل کن، و سپس از در انصاف وارد شده و ابتداء از نفس خود نموده و

پاورقی
22

شروع به مباهله کن و بگو: بارپروردگارا توئی آفریننده و مدبر آسمان‏های هفتگانه و آفریننده و مدبر زمین‏های هفتگانه و به پنهان و آشکارا عالم و مطلع، و توئی خداوند بخشاینده و مهربان، اگر ابومسروق حقی را که مورد گفتگو است انکار کرده و مدعی امری باطل شده است پس از آسمان نازله‏ای (مانند صاعقه و آتش) و عذاب دردناکی برای او بفرست، و سپس این دعا را درباره او برگردان و به او رد کن و بگو: و اگر او حق را انکار نموده و باطل را مدعی شده است پس نازله آسمانی و عذاب دردناکی برای او بفرست.
و سپس حضرت فرمودند: پس از این عمل درنگ نخواهی کرد مگر آنکه این عذاب را بر او مشاهده خواهی نمود، سوگند به خدا که من هیچ کس را نیافتم که دعوت مرا به مباهله پاسخ مثبت دهد». و حضرت باقر علیه‏السلام فرموده‏اند که: «باید ساعتی که در آن مباهله می‏شود ما بین طلوع فجر تا طلوع آفتاب بوده باشد».
و حاکم حسکانی با سلسله سند خود روایت کند از ابان بن ابی‏عیاش:
قال: حدثنی سلیم بن قیس الهلالی عن علی قال: قال رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم:
شرکائی الذین قرنهم الله بنفسه و بی و انزل فیهم: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول (الآیة) فان خفتم تنازعا فی امر فارجعوه الی الله و الرسول و اولی الامر .قلت: یا نبی الله من هم؟ قال: انت اولهم. " 1 ".
«ابن‏ابی‏عیاش می‏گوید: سلیم بن قیس هلالی برای من حدیث کرد از علی بن ابیطالب که او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شریکان من آن کسانی هستند که خداوند آنها را در لسان آیه قرآن با خودش و با من قرین قرار داده است و در شأن آنان آیه اولی الامر را فرستاده است، پس اگر ترسیدید که در امری بین شما نزاع در گیرد در آن امر رجوع به خدا و رسول و اولی الامر بنمائید، عرض کردم: ای پیغمبر خدا آنان چه کسانند؟ فرمود: تو اولین آنها هستی».
و در تفسیر «المیزان» از تفسیر «عیاشی» از عمر بن سعید از حضرت ابوالحسن علیه‏السلام روایت می‏کند که در آیه: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» قال: علی بن ابیطالب و الأوصیاء من بعده. " 2 ".

پاورقی
23

حضرت ابوالحسن فرمودند: «مراد از اولواالامر علی بن ابیطالب و اوصیاء بعد از آن حضرت هستند».
و از ابن‏شهر آشوب روایت است که: سأل الحسن بن صالح عن الصادق علیه‏السلام عن ذلک، فقال: الائمة من اهل بیت رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم. " 1 ".
«حسن بن صالح از حضرت صادق علیه‏السلام از تفسیر و معنای اولواالامر سؤال می‏کند، حضرت می‏فرمایند: مراد، ائمه از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند».
باری از مجموع بحث استدلالی تفسیری که در پیرامون آیه‏ی اولواالامر نمودیم و از این سلسله روایات وارده که اولواالامر را به ائمه طاهرین منحصر می‏داند و ما مقداری از آن را در اینجا ذکر کردیم (و هر کس استقصاء بخواهد ملاحظه نماید به تفسیر «برهان» در ذیل آیه‏ی «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» و به «غایة المرام» که چهار حدیث از عامه و چهارده حدیث از خاصه روایت می‏کند و به «ینابیع المودة» مراجعه کند) واضح شد که بدون شک و تردید مراد از اولواالامر امامان معصوم از گناه و از خطا می‏باشند.




نوع مطلب : سیری در قرآن، اطلاعات دینی و مذهبی، 
برچسب ها : تفسیر آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم‏،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد

 فکر تعطیل(صبح گاه)

فکر تعطیل

می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.

به عنوان مثال اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:

اول: تمام دانش آموزان طبق استعداد خود در امور و انجام برنامه ها مشارکت می نمایند.
دوم: طبق ایام اله برای پیدا کردن مطالب مناسب روز اجرای برنامه به دنبال مطالبی از قبیل شعر، مقاله، طنز و غیره هستند.
سوم: مراسم آغازین مدرسه از یکنواخت بودن و احیاناً خسته کننده بودن به پویایی و سرشار بودن تبدیل می شود.

 

یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیات، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.

 

در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد.

 

در این مقاله 45 تا 52 سورة انعام ( صفحة 133) ،مورد بررسی قرار می گیرد...

آیات مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود. شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیکنمایید.

جهت دریافت  فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.

 

در‌‌‌‌‌‌آیات 45 تا 52 سورة انعام ( صفحة 133) قرآن بعد ازگفت ‌و گو با گمراهان و بیان راه‌هایی برای بیدار ساختن ‌آن ها، در ‌آیة 50، نهیبی تکان‌دهنده می‌زند.

 

پایان ‌آیة 50 می‌فرماید:

فکر تعطیل«هَل یَستَوِی الأعمی وَ البَصیر؟ أ فَلاتَتَفَکَّرون»؛فکر تعطیل

 

 «آیا افراد نابینا و بینا همانندند؟و آن ها که چشم اندیشه و عقلشان بسته ‌است، با کسانی ‌که حقایق را به‌خوبی می‌بینند و درک می‌کنند، برابرند؟ پس چرا فکر نمی‌کنید؟»

 

درحقیقت، این‌آیه، نمونه‌ای از آیات قرآنی است‌ كه مکرّراً تشویق و ترغیب به تفکّر می‌کنند.

این‌حدیث از امام ابوالحسنِ‌الرّضا(ع) نقل شده ‌که لَیسَتِ العِبادَه‌کَثرَهَ الصِّیامِ وَ الصَّلاه إنَّمَا العِبادَه‌کَثرَهُ التَّفَکُّر فی أمرِ الله؛

عبادت نماز و روزة زیاد انجام دادن نیست، عبادت، همانا زیاد اندیشیدن در نظام‌ آفرینش و آثار خداست. که سبب افزایش معرفت‌گردد.

 

تفکّر آن‌ چنان در بالابردن ارزش عبادت مؤثّر است‌که امام(ع) با کلمة إنَّما که به معنی «فقط وفقط» می‌باشد، عبادت را منحصر در تفکّر نشان داده ‌که ‌گویی عبادت، جز تفکّر چیز دیگری نیست. و این، احتمالاً از آن ‌نظر است ‌که عبادت، یعنی انسان تمام وجود خود را در راه خدا به‌کار اندازد؛

فکر تعطیل

در نماز، انسان با برخواستن و نشستن و رکوع و سجود، اعضای بدن را به‌کار می‌اندازد.

در روزه با خودداری از خوردن وآشامیدن، به بدن‌گرسنگی داده و

در انجام مناسک حج باز بدن به‌ کار می‌افتد.

امّا در تفکّر، آن ‌چه ‌که به‌کار می‌افتد، عقل است‌که برترین بخش وجود انسان است و یقیناً عبادت عقل بالاترین انواع عبادات خواهد بود تا آن ‌جا که امام(ع) فرمود:

إنَّمَا العِبادَه‌کَثرَهُ التَّفَکُّر فی أمرِ الله؛

عبادت، منحصراً زیاد اندیشیدن دربارة امر خداست.

که سبب زیاد شدن معرفت و مَحَبّت و اطاعت می‌شود و به سایر عبادات، روح می‌دهد و آن ها را در دنیا و آخرت انسان ثمربخش می‌گرداند.

 

و لذا فرموده‌اند: فِکرُ ساعَهٍ خَیرٌ مِن عِبادَهِ سَنَهٍ؛ زمان اندکی اندیشیدن، در اثرگذاری بر روح انسان، از عبادت یک سال، (و در حدیث دیگری از عبادت هفتاد سال) برتر است.

 

از مرحوم شیخ انصاری(ره) نقل شده ‌که در جواب ‌کسی‌که سؤال‌کرد: آن، کدام تفکّر است ‌که لحظه‌ای از آن، برتر از هفتاد سال عبادت است؟

فرمود: تفکّر حرّبن‌یزید ریاحی در صبح روز عاشورا که چند لحظه اندیشیدن، او را از لشگر عمر بن ‌سعد جدا کرد و به لشگر امام حسین(ع) انداخت؛ از جهنّم بیرون ‌کشید و میان بهشت افکند.

 

در حدیثی از رسول خدا (ص) منقول است: یا عَلی لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهل وَ لا عِبادَهَ مِثلُ التَّفَکُّر؛

ای علی، هیچ فقری شدیدتر از جهل و هیچ عبادتی مثل تفکّر نیست؛

کَلِمَهُ حِکمَهٍ یَسمَعُهَا المُؤمِن، خَیرٌ مِن عِبادَهِ سَنَهٍ؛

یک ‌کلمة حکمت‌آمیز که یک انسان مؤمن بشنود، در ترقّی دادن روح او، از یک سال عبادتِ بدون تفکّر بهتر است.

 

چون بر اثر شنیدن ‌آن یک ‌کلمه، عقلش به‌کار می‌افتد و روحش متحوّل می‌گردد و در نتیجه برترین عبادات انجام می‌گیرد و به سایر عبادات نیز روح می‌بخشد و آن ها را نتیجه بخش می‌گرداند.

در همین ‌یک جملة نورانی رسول خدا (ص) بیندیشیم ‌که چه حکیمانه است:

یا عَلی لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهل وَ لا عِبادَهَ مِثلُ التَّفَکُّر؛ ای علی، هیچ فقری شدیدتر از جهل و هیچ عبادتی مثل تفکّر نیست.

 

ما مردم، بی‌پولی و تهی‌دستی از ثروت دنیا را شدیدترین فقرِ می‌دانیم و مدام به‌خاطر کمی درآمد و نداشتن خانه و ماشینِ دلخواهِ خود، با غصّه و غم به‌سر می‌بریم.

 امّا وقتی به پول فراوان و مسکن و ماشین عالی می‌رسیم، غرق در سرور و فرح می‌شویم و داشتن ‌آن ها را مایة بزرگی و شرف برای خود می‌دانیم و حال ‌آن‌ که چه بسا از معارف و احکام دینی خود، آگاهی چندانی نداریم.

 

ولی رسول خدا(ص) فرموده‌است:

لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهل وَ لا عِبادَهَ مِثلُ التَّفَکُّر؛

آن ‌چه که فقر به ‌معنای واقعی است، فقر علمی، یعنی‌آگاهی نداشتن از معارف دینی و احکام الهی است، نه فقر مالی، یعنی نداشتن پول و خانه و ماشین.

آیا این، نقص و عیب و ننگ انسان نیست ‌که یک موجود زندة دارای عقل و شعور، با مشتی پول و آهن و آجر و سیمان به موجودات مردة بی‌عقل و شعور، فخر بفروشد و گوهر بسیار گران بهای عمر خود را که باید در راه رسیدن به کمال مطلق و رسیدن به حیات ابدی و سعادت جاودانه به‌کار اندازد، در راه به‌دست‌آوردن مشتی آهن و سنگ تباه سازد؟!

 

تو به قیمت، ورای هر دو جهانی                چه‌کنم قدر خود نمی‌دانی

 

و این ‌انحراف از مسیر سعادت و افتادن در مسیر شقاوت نیز علتی جز بی تفکّری و نیندیشیدن در باره ی آغاز و انتهای عالم ندارد.

و لذا قرآن ‌کریم ‌که برای تربیت انسان، با بیانات‌ گوناگون، از جمله در همین‌آیة 50 ،آدمیان را دعوت به تفکّر و اندیشیدن در نظام‌ آفرینش می‌کند و می‌فرماید:

 

فکر تعطیل«أ فَلا تَتَفَکَّرون»؛فکر تعطیل

 «پس چرا نمی‌اندیشید؟»      

حاصل این ‌که، انسان، در اصل خلقتش، دارای عقل و فکر آفریده شده تا با نیروی تفکّر، آفریدگار خود را بشناسد و با اطاعت امر او، به سعادت ابدی نایل ‌گردد که فرموده‌اند:

 

 اَلعَقل ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمان وَ اکتُسِبَ بِهِ الجِنان؛

عقل، آن ‌مشعل فروزانی است در وجود انسان ‌که با روشنگری‌های‌ آن، خداوند رحمان عبادت می‌شود و بهشت جاودان به‌دست می‌آید.


مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: علی هندی، ویراستار: سید علی مرتضوی

 تنظیم: داودی





نوع مطلب : اطلاعات عمومی، سخنان ناب و ارزشمند، سیری در قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد

چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟

چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟

مقدمه:  

می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.

به عنوان مثال اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:

اول: تمام دانش آموزان طبق استعداد خود در امور و انجام برنامه ها مشارکت می نمایند.
دوم: طبق ایام اله برای پیدا کردن مطالب مناسب روز اجرای برنامه به دنبال مطالبی از قبیل شعر، مقاله، طنز و غیره هستند.
سوم: مراسم آغازین مدرسه از یکنواخت بودن و احیاناً خسته کننده بودن به پویایی و سرشار بودن تبدیل می شود.

یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیات، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.

در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد. 

در این مقاله آیات 51 تا 57 سورة مائده ( صفحة 117)، مورد بررسی قرار می گیرد...

آیات مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود. شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیک نمایید.

جهت دریافت  فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.

 

نکات تفسیری مربوط به یات در ادامه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود...

در آیات 51 تا 57 سورة مائده ( صفحة 117)، قرآن پس از برحذر داشتن مسلمانان از همكاری با یهود و نصارا و بحث دربارة منافقان و مرتدّان، درآیة پنجم این‌صفحه‌ كه به‌آیة ولایت معروف است، به معرّفی ولیّ مسلمانان می‌پردازد.

 

در شأن نزول ‌آیة 55 ، از حضرت امام باقر(ع) روایت است: جمعی از یهود، خدمت پیامبراکرم (ص) آمدند و مسلمان شدند. سپس‌گفتند: یا رَسولَ الله، حضرت موسی، یوشَعِ‌بنِ‌نون را وصیّ بعد از خود قرار داد.

وصیّ شما و ولیّ ما بعد از شما کیست؟ پ

یامبر اکرم (ص) (هم‌که وَ مایَنطِقُ عَنِ الهَوی، إن هُوَ إلاّ وَحیٌ یوحی؛ هیچگاه از پیش خود چیزی نمی‌گوید و آن ‌چه ‌که می‌گوید، وحیی است‌که از خدا به او می‌رسد) در پاسخ به سؤال‌ آن ها سکوت‌کرد!

در همان ‌حال، جبرئیل امین نازل شد و این‌آیه را آورد:

 

«إنَّما وَلِیُّكُمُ الله وَ رَسُولُه وَ الَّذینَ‌آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاه وَ یُؤتُونَ الزَّكاه وَ هُم راكِعون»؛

 «همانا منحصراً ولیّ و صاحب اختیار شما، اوّل، خدا و بعد از او، رسول خدا و بعد،آن‌كسانی‌كه ایمان‌آورده‌اند؛ آنان‌که نماز را به پا می‌دارند و در حالی‌که در ركوع هستند، زكات می‌دهند».

 

آیة شریفه، چنان ‌که می‌بینیم، از لحاظ تعیین سومین ‌ولیّ پس از خدا و رسول(ص)، با توجّه به صفت خاصّی ‌که برای او شرط شده‌است، ابهام دارد و مشخّص نیست ‌آن ‌کس یا آن ‌کسان ‌کیانند. لذا پیامبراکرم (ص) که آشکار کننده ابهامات قرآن است، برای این‌که ‌آیه را از ابهام بیرون ‌آورد و جواب روشن به سؤال‌کنندگان داده‌ باشد،

فرمود: برخیزید همراه من بیایید.

پدر مهربان؛پیامبری صبور...

برخاستند و رفتند تا به در مسجد رسیدند.آن‌جا، مرد فقیری را دیدندکه از مسجد بیرون می‌آید.

رسول اکرم (ص) فرمود: در مسجد، کسی به تو چیزی نداد؟

گفت: چرا؛ این ‌انگشتر را به من دادند.

فرمود: چه‌ کسی داد؟

اشاره‌کرد و گفت: آن‌ مردی ‌که در حال نماز است. همه نگاه‌ کردند، علی(ع) را در حال نماز دیدند.

فرمود: در چه حالی این ‌انگشتر را به تو داد؟

گفت: درحال رکوع بود. وقتی فهمید کسی به من چیزی نمی دهد، در همان ‌حال رکوع، دست خود را به‌سوی من دراز و اشاره ‌کرد که: انگشتر را از انگشت من درآور. این‌جا که رسید،

 

رسول‌خدا (ص) فرمود: اَللهُ أکبَر!

 

مردمی هم‌که در مسجد بودند، به تکبیر پیامبر اکرم (ص)گفتند: اَللهُ أکبَر! آن‌گاه، رسول خدا(ص) رو به جمعیّت همراه خودکرد و

فرمود: عَلِیٌّ وَصیّی وَ وَلِیُّکُم بَعدی؛ علی وصیّ من و ولیّ شما بعد از من است.

آن ها هم‌گفتند: رَضینا بِالله رَبّا وَ بِالإسلام دینا و بِمُحَمَّدٍ نَبیّا وَ بِعَلِیِّ بنِ أبی‌طالِب وَلِیّا؛ ما هم رضا دادیم به ربوبیّت الله و حقّانیّت اسلام و نبوّت محمّد و ولایت علیِّ بنِ ابی‌طالب.

 

علاّمة مجلسی (ره) پس از نقل این‌جریان می‌فرماید: از عُمَرِبنِ‌خَطّاب نقل شده ‌كه‌ گفته ‌است: به خدا قسم، من چهل انگشتر در حال ركوع نماز صدقه دادم تا آن‌ چه ‌كه دربارة علیّ بن ابی‌طالب نازل شده، دربارة من نیز نازل شود، امّا نشد.

 

حال، گاهی این‌سؤال در ذهن پیش می‌آید که چرا در قرآن حکیم ‌که سند جاودانه حقّ است، صریحاً اسمی از امام امیرالمؤمنین، علی(ع) به‌عنوان ولیّ امر مسلمین نیامده‌است تا نتیجتاً قرآن، در توضیح ‌آن، همان‌گونه که دیدیم، نیازمند بیان پیامبر نگردد و این‌همه اختلاف مذاهب با پیامدهای مصیبت‌بار آن پیش نیاید؟

و حال‌آن که ما معتقدیم: اصیل‌ترینِ مسائل در دین ما، مسألة ولایت علی (ع) است‌ که کامل کننده ی دین معرفی شده است .

یدالله

در پاسخ به این ‌سؤال‌ گفته می‌شود: با توجه به آن چه که از آیات قرآن و روایات ائمّة معصومین(ع) و تحقیقات بزرگان دین به‌دست می‌آید، می‌توان ‌گفت: احتمالاً یکی از علت های این‌ابهام و سخن سربسته‌ و عدم ذکر نام مقدّس امیرالمؤمنین به‌عنوان ولیّ امر مسلمین در متن قرآن، موضوع حفاظت قرآن از دست تحریف‌کنندگان بوده‌است. یعنی، تصریح به امامت علی(ع) پس از پیامبر اکرم(ص) در قرآن، مساوی بود با شروع فعالیت دشمنان برای تحریف قرآن.

 

زیرا می‌دانیم عده ای منافق  با مخفی کردن‌ کفر درونی خود، دست ایمان به پیغمبر اکرم(ص) داده و خود را به ‌طمع رسیدن به منافع مادّی، در لباس اسلام جا زده بودند و از این‌تظاهر به ایمان، جز رسیدن به اهداف شیطانی و سَروَری کردن بر دیگران مقصودی نداشتند و در راه رسیدن به این‌هدف، (چنان‌که تاریخ بعد از رحلت رسول اکرم(ص) به‌خوبی نشان داد) از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم، حتّی به خاندان رسالت در فجیع‌ترین‌ صورت، خودداری نمی‌کردند!

 

آری؛ این ‌عناصر خائن، اگر می‌دیدند امام امّت و خلیفة به‌ حقّ پیغمبر(ص)، به‌نام امیرالمؤمنین، علی(ع)، با کمال صراحت در متن قرآن معرّفی شده‌است، آن ‌چنان ‌آتش خشم و انتقام ازکانون روح پلیدشان شعله می‌کشید و با بغض تمام به فکر اخلال نظام و تخریب اساس اسلام و قرآن می‌افتادندکه اگر در همان ‌زمان حیات رسول‌اکرم (ص) زمینة مساعدی می‌یافتند، دست به تشکیل یک حزب ضدّ اسلامی زده و با قرآن به مبارزه برمی‌خاستند و قهراً جنگ بزرگ داخلی در میان امّت اسلامی به‌وجود می‌آمد و نهال نورَس اسلام، از همان‌ روزهای اوّل عمرش رو به خشکی و پژمردگی می‌رفت.

 

و اگر هم چنین ‌فرصتی به دستشان نمی‌افتاد، درکمین می‌نشستند تا پس از رحلت پیغمبر اکرم(ص) و پس از آن ‌که با توطئه های شیطانی به قدرت رسیدند، برای این‌که مدرک زنده و روشنی بر نا حقی حکومت غصبی خود، در متن قرآن، در دست مسلمانان باقی نگذارند، دست به تحریف قرآن می‌گشودند و آیات صریح بر تعیین امام را از قرآن محو می‌کردند!

 

آری؛ همانان ‌که با قدرت توانستند خود امام (ع) را از ذهن امّت بیرون کنند و به ‌مدّت ربع قرن، خانه ‌نشینش سازند، می‌توانستند آیات مربوط به امام را نیز، از متن قرآن محو بنمایند و این‌تنها سند قطعی‌آسمانی و یگانه ‌مدرک دست‌نخوردة وحی و نبوّت را دست‌خورده و لکّه‌دار سازند و این‌ننگ را تا آخِرین ‌روز عمر دنیا بر دامن اسلام و مسلمین بنهند و نتیجتاً قرآن هم به سرنوشت شوم تورات و انجیلِ تحریف شده ی فعلی مبتلا می‌گشت و ارزش و اعتبارآسمانی خود را از دست می‌داد و به‌کلّی، از اعتبار می‌افتاد.

 

البتّه، ابهام ‌آیات ولایت و عدم تصریح به اسامی امامان معصوم (ع) در قرآن، پیامدهای بسیار غم‌انگیز و مصیبت‌های طاقت‌فرسای فراوانی نیز داشته‌است.

 

مجهول ماندن قدر و منزلت و متروک ‌گشتن ذکر عزیزان خدا و اهل بیت معصومین در میان امّت اسلامی، کنار زدن امیرالمؤمنین(ع) از مسند خلافت، هجوم بردن به خانة حضرت فاطمه (س)، وقوع حادثة جانگداز کربلا و خارجی نام نهادن بر حجّت خدا، حضرت سیّدالشّهدا (ع) و این همه اختلافات و حیرت‌ها وگمراهی‌ها و فتنه‌ها و حق‌کشی‌ها و خونریزی‌ها در بین امّت اسلامی، همگی، از پیامد های حتمی ابهام قرآن در امر تعیین امام و ولیّ امر مسلمین بوده‌است تا آن‌جا که مردم مسلمان شام و دیگر کشور های اسلامی که پس از پیامبراکرم(ص) به اسلام‌ گرویده ‌بودند، اصلاً اهل بیت رسول(ع) را نمی‌شناختند و علی امیرالمؤمنین(ع) را حتّی اهل نماز و مسجد هم نمی‌دانستند!!

 

و تنها، بنی‌امیّه را اهل بیت نبوی و ذَوِی‌القُربای رسول خدا(ص) می‌شناختند.

آری؛ ابهام ‌آیات ولایت، این ‌پیامدهای مصیبت ‌زا را داشته ‌است؛ ولی با این وجود تصریح به اسامی امامان(ع) در قرآن، مفسده  بسیار بزرگ‌ تری را ( تحریف قرآن )، به ‌بار می‌آورد و اعتبار قرآن را ازبین می‌برد و اساس اسلام را منهدم می‌نمود.

 

و لذا بر اساس این‌مصلحت حکیمانة خداوند است ‌که می‌بینیم ‌آیات مربوط به ولایت و امامت، در خلال ‌آیات مربوط به احکام و اخلاق و قَصص، با طرزی عجیب و پیوستگی غریب‌ گنجانده شده‌است و به‌ طوری سخن سربسته و غیر صریح آمده‌ است‌ که حتّی مخالفان لجوج و عَنود نیز، می‌توانندآن ها را به نفع خود توجیه نموده و اصلاً به فکر تغییر و تحریف ‌آن ‌آیات نیفتند و دست جسارت به ساحت اقدس قرآن دراز نکنند.

 

ولی درعین‌حال، همان ‌آیات غیرصریح، آن ‌چنان برای حقیقت‌طلبانِ روشندلِ حق‌جو، درخشندگی خاص و جذّابیّت مخصوصی داردکه از پشت صدها پردة ابهام و استتار،آن‌چه را که باید در پرتو نور ایمان بفهمند، می‌فهمند.

 

إنَّ فی ذلِکَ لَذِکری لِمَن‌کانَ لَهُ قَلب. وَ طیبُ‌کَلامِ الحق، دَلَّ عَلَی الحَق.

مَه فشانَد نور و سگ عوعوکند                  هرکسی بر طینت خود می‌تَنَد

 

چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟

مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: علی هندی، ویراستار: سید علی مرتضوی  

تنظیم: یگانه داودی





نوع مطلب : اطلاعات دینی و مذهبی، سیری در قرآن، 
برچسب ها : چرا در قرآن، اسمی از ائمّه(ع) نیامده‌است؟، آیه ولایت، ایه ولایت، ولایت، ولایت امیرالمومنین،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :