تبلیغات
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - مطالب تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران
 
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
قال الله عزّوجلّ : ولایت علی ابن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود. (عیون اخبارالرضا(ع
درباره وبلاگ


لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شرکت کنید
ادعیه، دعاهای عظیم الشان، ترفندهای کامپیوتر، رایانه، نرم افزارهای، شعرهای ناب، داستان های زیبا، اشعار شاعران ،برنامه های کاربردی، عکس ها، کتاب برای موبایل، کدهای جاوا اسکریپ، دانلود برنامه موبایل، دانلود برنامه کامپیوتر، دانلود برنامه های کاربردی، دانلود فیلم، دانلود مستند، دانلود عکس های مذهبی، دانلود نرم افزار، دانلود کلیپ، دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود کارتون، دانلود انیمیشن، دانلود کلیپ، دانلود برنامه، دانلود برنامه کاربردی، دانلود ابزار اینترنت، دانلود زندگینامه شهدا، دانستنی ها، دانستنیها، اطلاعات، برنامه های اندروید، اندروید موبایل

مدیر وبلاگ : محمد
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای تعجیل در ظهور آقا امام زمام علیه السلام انتخاب می کنید؟









چهارشنبه 29 دی 1389 :: نویسنده : محمد
مختار

بسیارى از علماى شیعه معتقدند مختار از دوستان خاندان عصمت و طهارت به شمار مى‏رود .

او در زمان معاویه از عراق به مدینه رفت و مدتى در آنجا ساكن شد و از ملازمان "محمد حنفیه"- فرزند على (ع)- گردید .

پس از مدتى مجددا به عراق بازگشت و آشكارا به تبلیغ فضائل و مكارم على (ع) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) پرداخت و مردم را به خاندان پیامبر (ص) دعوت كرد .

با این حال، درباره شخصیت او اتفاق نظر وجود ندارد و روایات مربوط به او نیز دو دسته است .

برخى او را بسسیار ستوده‏اند، بعضى او را مذمت كرده‏اند و گروهى نیز او را بنیانگذار فرقه "كیسانیه" مى‏دانند .

طرفداران این فرقه معتقدند امامت، پس از حسین بن على (ع) به "محمد حنفیه"منتقل شده است و " محمد حنفیه" همان "مهدى موعود" است و بر این باورند كه، مختار مردم را به محمد حنفیه و امامت او دعوت مى‏كرده است .

اما اكثر علماى شیعه معتقدند ساحت او از این اتهامات كاملا مبرا و پاك است .

مختار هیچ گاه ادعاى نبوت نكرد و اگر چنین بود، مسلمانان و شیعیان گرد او جمع نمى‏شدند تا زیر پرچم او بجنگند و انتقام اهل بیت (علیهم‏السلام) را از بنى امیه بگیرند .

"محمد حنفیه" نیز هیچ گاه ادعاى امامت نكرده بود تا مختار مردم را به سوى او دعوت كند .

بنا به تصریح مرحوم آیت الله "خویى"- قدس سره الشریف- فرقه كیسانیه پس از رحلت محمد حنفیه تشكیل شد: در حالى كه مختار، پیش از وفات محمد حنفیه به شهادت رسیده بود .

شایعاتى كه در مورد مختار بر سر زبانها بود و او را "مدعى نبوت" و یا "كذاب" مى‏نامیدند، اغلب از ناحیه بنى امیه یا "مصعب بن زبیر"، برادر "عبدالله بن زبیر" بود كه همه از دشمنان اهل بیت بودند؛ چرا كه آنان، مختار را سنگى بزرگ بر سر راه خود مى‏دیدند و با این شایعات قصد داشتند دلهاى مردم را از او برگردانند و شخصیت او را ترور كنند .

پس از آنكه در سال 61 هجرى، فاجعه جانسوز كربلا رخ داد، بنى هاشم عزادار شدند و تا پنج سال (یعنى تا زمان قیام مختار) همواره سوگوار بودند؛ زنان بنى هاشم خود را زینت نكردند و غذاى طبخ شده نخوردند، تا آنكه مختار قیام كرد و قاتلان ابا عبدالله الحسین (ع) را به سزاى اعمالشان رساند .

سرهاى آنان را نزد بنى هاشم فرستاد و بدین وسیله، آنان را از حالت عزا خارج كرد .

او در حالى قیام كرد كه بنى امیه، با تمام توان خویش سعى داشتند نور اهل بیت (علیهم‏السلام) را خاموش كنند و بین مرگ و زندگى، تنها بردن نام آن خانواده و ادعاى دوستى آنان فاصله بود و در چنین جو خفقانى بود كه مختار علم حمایت از اهل بیت را برافراشت و سخن حق را احیا كرد .

و بدین ترتیب، از مصادیق این فرمایش گردید كه: "افضل العدل كلمة حق عند امام جائر: بزرگترین عدالت، بیان سخن حق در برابر حاكم ستمگر است" .

مگر او قاتل قاتلین ما نیست؟ مگر او خونخواه ما نبود؟ خدا رحمتش كند! به خدا قسم، پدرم به من خبر داد كه هر وقت مختار به خانه فاطمه، دختر امیر مؤمنان، على (ع) وارد مى‏شد، آن بانو به او احترام مى‏گذاشت و برایش فرش مى‏گستراند و متكا مى‏گذاشت و او مى‏نشست و از او حدیث مى‏شنید

همین عمل او موجب سرور امامان شیعه (علیهم‏السلام) شد و از این رو است كه مى‏بینیم پیشوایان ما، او را با عباراتى، كه حاكى از عمق رضایت آن بزرگواران است ستوده‏اند .

فرزند مختار كه "ابوالحكم" نام داشت، روز عید قربان، در سرزمین منى خدمت امام باقر (ع) شرفیاب مى‏شود و خود را معرفى مى‏كند .

قیام مختار

امام باقر (ع) پس از آنكه دانستند او فرزند چه كسى است، بلافاصله او را در كنار خود نشاندند و بدین ترتیب، باب گفت‏گو باز شد: ابوالحكم گفت: خداوند كار شما را اصلاح كند! مردم درباره پدرم حرفها زیادى مى‏زنند .

اما سخن حق، همان است كه شما مى‏فرمایید .

امام باقر (ع) فرمودند: مردم چه مى‏گویند؟ ابوالحكم پاسخ داد مى‏گویند: "كذاب" .

اما حق، همان است كه شما مى‏فرمایید و من همان را قبول دارم .

امام باقر (ع) دوباره فرمودند: سبحان الله! پدرم به من خبر داد كه به خدا سوگند، مهر مادرم از پولى بود كه مختار براى او فرستاده بود! مگر مختار نبود كه خانه‏هاى خراب ما را نوسازى كرد؟ مگر او قاتل قاتلین ما نیست؟ مگر او خونخواه ما نبود؟ خدا رحمتش كند! به خدا قسم، پدرم به من خبر داد كه هر وقت مختار به خانه فاطمه، دختر امیر مؤمنان، على (ع) وارد مى‏شد، آن بانو به او احترام مى‏گذاشت و برایش فرش مى‏گستراند و متكا مى‏گذاشت و او مى‏نشست و از او حدیث مى‏شنید .

خداوند پدرت را رحمت كند! خداوند پدرت را رحمت كند! خداوند پدرت را رحمت كند! او حق ما را از همه گرفت و قاتلین ما را كشت و به خونخواهى ما قیام كرد" .

از این روایت استفاده مى‏شود كه شایعه‏پراكنى در مورد شخصیت این مرد تا زمان ائمه (علیهم‏السلام) ادامه داشته است و امام باقر (ع) به مختار علاقه‏مند بودند .

همچنین استفاده مى‏شود مختار نه تنها به خونخواهى امام حسین (ع) قیام كرد، بلكه كمكهاى مالى نیز به اهل بیت مى‏نمود و در ترمیم خانه‏ها واصلاح امور معیشتى آنان كوشا بود .

اصولا امام معصوم (ع) كه مظهر تولى و تبرى و الگوى دوستى و دشمنى در راه خداوند است، آیا نسبت به كسى كه قائل به امامت آنان نیست، یا ادعاى پیامبرى مى‏كند، دعا مى‏كنند و براى او طلب رحمت مى‏نمایند؟ هرگز .

لذا در میان علماى شیعه و محققین امامیه- رضوان الله علیهم- به شخصیتهایى برمى‏خوریم كه با جدیت تمام از مختار دفاع كرده‏اند و نسبتهایى را كه به او داده شده است، دروغ دانسته‏اند؛ علمایى همچون "شیخ طوسى"، "علامه حلى"، "علامه ابن نما" ، "علامه مامقانى"، "علامه امینى" صاحب كتاب معروف "الغدیر"، "سید بن طاوس" ، "محدث قمى"، آیت الله "خویى" و . از قبیل‏اند .

البته در میان روایات وارده و نقلهاى تاریخى، شواهدى بر سوء اعتقاد مختار نیز وجود دارد، كه مى‏رساند او به امامت حضرت زین‏العابدین (ع) معتقد نبوده است .

شایعاتى كه در مورد مختار بر سر زبانها بود و او را "مدعى نبوت" و یا "كذاب" مى‏نامیدند، اغلب از ناحیه بنى امیه یا "مصعب بن زبیر"، برادر "عبدالله بن زبیر" بود كه همه از دشمنان اهل بیت بودند؛ چرا كه آنان، مختار را سنگى بزرگ بر سر راه خود مى‏دیدند و با این شایعات قصد داشتند دلهاى مردم را از او برگردانند و شخصیت او را ترور كنند

بنا به اظهار نظر علماى شیعه، اسناد این روایات غالبا ضعیف است ، لذا نمى‏توان به این روایات تمسك نمود .

علاوه بر آن، این احتمال نیز وجود دارد كه امامان بزرگوار ما در مقام تقیه، چنین سخنانى را بر زبان آورده باشند؛ زیرا اگر دستگاه بنى امیه متوجه رفت و آمد مختار نزد امام سجاد (ع) مى‏شد، بدون شك براى او مزاحتمهایى فراهم مى‏آوردند؛ لذا براى حفظ جان او، ائمه عمدا سخنانى بر زبان مى‏راندند كه هرگونه حساسیتى را كه نسبت به او وجود دارد، از افكار بزدایند .

قیام مختار

همان طورى كه، مى‏بینیم روایاتى در مذمت بعضى از اصحاب خاص امام صادق (ع) همچون "زرارة بن اعین" و "محمد بن مسلم" (كه از معروفترین و مورد اعتمادترین یاران آن حضرت بودند) صادر شده است تا جلو هر گونه حركت احتمالى حكام بنى عباس، علیه ایشان گرفته شود، تا آنان بتوانند همواره در خدمت اهل بیت (علیهم‏السلام) باقى بمانند و به ترویج شریعت مقدس اسلام بپردازند .

یكى دیگر از وقایع تاریخى كه به استناد آن، شخصیت مختار بن ابى‏عبیده ثقفى زیر سؤال رفته است، واقعه‏اى است كه در زمان امام مجتبى (ع) رخ داد .

آن حضرت در منطقه "ساباط" با خنجرى مسموم كه به رانش وارد شد، مورد سوء قصد قرار گرفتند .

امام دستور دادند تا ایشان را به خانه "سعد بن مسعود ثقفى" (كه عموى مختار بود) ببرند . مختار نیز در منزل سعد حضور داشت .

او در آنجا به عمویش مى‏گوید: "چطور است حسن بن على را دستگیر كنیم و تحویل معاویه بدهیم تا با این كار به حكومت عراق برسیم!" این پیشنهاد ذلت‏بار بلافاصله با مخالفت شدید سعد بن مسعود كه از یاران و وفاداران على (ع) بود روبرو شد و حتى عده‏اى خواستند همانجا مختار را بكشند كه این قائله با وساطت سعد پایان پذیرفت .

در بعضى از نقلهاى تاریخى آمده است كه مختار وقتى مخالفت حاضران را مشاهده كرد، خطاب به عمویش، سعد بن مسعود گفت: "من تنها مى‏خواستم شما را امتحان كنم .

" آیت الله خویى این روایت را مرسله و غیر قابل اعتماد مى‏دانند .

(روایت مرسله آن است كه نام راوى در سلسله سند حذف شده باشد و چون معلوم نیست راوى، شخص راستگو یا دروغگویى بوده است، لذا غیر قابل اعتماد خواهد بود) .

علاوه بر آن، منافقان و خوارج در میان یاران امام مجتبى (ع) حضورى چشمگیر داشتند و مترصد دستگیرى آن حضرت یا قتل ایشان بودند و این، مؤیدى است بر صدق سخن مختار كه مى‏گوید: "مقصود من امتحان كردن شما بود"، او مى‏خواست با طرح این پیشنهاد، ببیند چه كسانى با او موافقت مى‏كنند تا بدین ترتیب، منافقین را شناسایى كرده باشد .

بطور خلاصه عملى را كه مختار انجام داد، (یعنى قیام او بر علیه بنى امیه)، ضربه‏اى سخت بر پیكر آنان و هودارانشان و دشمنان اهل بیت بود و همین به تنهایى دلیلى بر صدق اعتقاد او و مؤیدى بر كذب شایعاتى است كه درباره این شخصیت بزرگ ساخته و پرداخته شده است.

 

تنظیم: شکوری _ گروه دین و اندیشه تبیان
منبع: یاد ایام، تالیف حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا آقا میری



نوع مطلب : روایات و داستان عبرت آموز، تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، 
برچسب ها : عقاید مختار ثقفی در ترازو،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 شهریور 1389 :: نویسنده : محمد

خبرگزاری نیوز پرشیا – سرویس تاریخ و ایران باستان

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.





نوع مطلب : تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، 
برچسب ها : ثروت کورش بزرگ، پادشاه هخامنش، کورش بزرگ،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 تیر 1389 :: نویسنده : محمد


در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
بقیه در ادامه مطلب ......


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، 
برچسب ها : داستان آرش کمانگیر، آرش کمانگیر، آرش معروف به کمانگیر، از پهلوان هاى باستانى و اسطورهاى ایران است که، در تیراندازى بسیار زبردست و بى مانند بود. او پس از شکست ایرانیان از، تورانیان براى تعیین مرز دو کشور تیرى را از نقطه*ى شکست، كه سارى یا آمل بود پرتاب کرد. تیر آرش پس، از زمان درازى بر تنه درختى، در مرو فرود آمد. مرز ایران این گونه تعیین شد، اما پیکر آرش، که همه ى نیروى خود را براى، پرتاب آن تیر گذاشته بود، پاره پاره شد، و او جان خود را در راه میهن از دست داد.، جشن تیرگان كه به ستاره تیر و ایزد تیشتر مربوط است. بیاد قهرمانی آرش كمانگیر برگزار می شود ودر این روز مردم به، یكدیگر آب می پاشند.،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد
از کتاب Gaffurius : فیثاغورث در حال آزمایش
رابطه میان اصوات موسیقی و اعداد
یکی از نکات مهمی که پایه های پیشرفت علوم مختلف را شامل می شود اصول اولیه و فرضیاتی است که بر اساس آن نظریه ها ارائه می شوند. اقلیدس و تنی چند از پیشینیان او که در فلسفه فعال بودند به این نتیجه رسیده بودند که هرگز نمی توان همه چیز را ثابت کرد.

آنها معتقد بودند که در ساخت هر نهاد منطقی باید یک یا چند گزاره را بعنوان فرض در نظر گرفت و سایر احکام را بر اساس آنها اثبات کرد. آنها تجربه کرده بودند که اگر سعی کنند تمام گزاره ها را به اثبات برسانند بدون شک به یک دور باطل خواهند رسید.

فرضیات تجربی و ریاضی
فرضیات معمولا” از طریق مشاهده و احساس عمومی انسان بعنوان یک مطلب درست و منطقی به شمار می آیند و دانشمند بر اساس فرضیاتی که ارائه می کند می تواند قضایایی را ارائه، اثبات کند و بر اساس این دو علمی را پایه ریزی نماید. تفاوت مهم میان علوم تجربی و علوم ریاضی در آن است که اثبات قضایا در علوم تجربی از راه تجربه و مشاهده بوده در حالی که در علوم ریاضی از طریق استدلال و محاسبه می باشد.

بعنوان مثال یک زیست شناس پس آنکه توانست قسمت های مختلف یک گیاه را شناسایی کند از راه آزمایش و تجربه به کشف وظایف هر قسمت می پردازد. در حالی که یک ریاضی دای دان حتی اگر موضوعی با مشاهده برای او یقین شود مجبور است که آنرا با استدلال ثابت کند. یعنی صرف مشاهده برای به یقین رسیدن کافی نیست یک ریاضی دان هرگز نمی تواند بگوید که : “بنا براین همانطور که می بینید، دیده می شود که این زاویه قائمه می باشد.”

اصل
استدلال منطقی در وهله اول نیاز به همان فرضیات اولیه یا اصول دارد. یک اصل بنا به تعریف عبارت است از حکمی که نتوان برای صحت آن دلیل یا اثباتی ارائه کرد. یعنی اصول به این دلیل صحیح هستند که اصلا” مخالف آنرا عقل نمی پذیرد و آنها کاملا” با واقعیات و تجربیات دنیای ما منطبق می باشند. بعنوان مثال می گوییم دو مقدار مساوی با مقدار سوم، خود با هم مساوی هستند و یا در هندسه می گوییم : “به هر مرکز می توان دایره ای به شعاع دلخواه رسم کرد”. همانطور که مشاهده می شود صحت این دود گزاره بوضوح توسط عقل تایید می شوند.

قضیه
قضیه حکمی است که با استدلال می توان از اصول پذیرفته شده از قبل به آن رسید. بعنوان مثال اینکه می گوییم : “اگر رقم سمت راست عددی زوج باشد آن عدد زوج است” مطلبی نیست که بتوان آنرا پذیرفت بلکه باید بر اساس اصولی که در تئوری اعداد وجود دارد آنرا ثابت کرد.

همانطور که می دانید هر قضیه دو قسمت دارد یکی فرض و یکی حکم. دقت کنید که فرض با اصول اولیه حاکم بر علمی که در آن قضیه مطرح می شود متفاوت می باشد. مثلا هنگامی که می گوییم : “مجموع دو زاویه مجانب معادل دو قائمه می باشد” فرض آن است که دو زاویه مجانب می باشد و حکم آن است که ثابت کنیم مجموع آنها دو قائمه می باشد.





نوع مطلب : تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، اطلاعات عمومی، دانشمندان علوم ریاضی و تجزیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : امیر رضا مرتضوی،
شنبه 7 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد

ارشمیدس (287-212 قبل از میلاد)
ارشمیدس (Archimedes) از بزرگترین ریاضی دانان همه اعصار و به یقین بزرگترین آنها در عهد عتیق از اهالی شهر یونانی سیراکیوز واقع در جزیره سیسیل بود. وی در حدود سال 287 قبل از میلاد به دنیا آمد و در زمان غارت سیراکیوز به دست رومیان در سال 212 قبل از میلاد در گذشت.


ارشمیدس پسر یک منجم بود و بخش قابل توجهی از زندگی خود را در مصر و نیز دانشگاه اسکندریه گذراند. مورخین رومی داستانهای بسیار جالبی را به او نسبت می دهند در این میان از همه آشنا تر توصیفاتی است که از تدابیر استادانه ارشمیدس برای کمک به دفاع از شهر سیراکیوز در مقابل محاصره ای که به وسیله سردار روم مارسلوس (Marcellus) رهبری می شد بود.

اختراع ، ساخت و بهبود منجیق (وسیله پرتاب سنگهای بزرگ) را به او نسبت می دهند. منجیق های ساخت او دارای قدرت زیاد و برد قابل تنظیم بود و بسادگی توانایی هدف گیری کشتی های دشمن هنگامی که به خشکی نزدیک می شدند را داشت.

همچنین این داستان که او از آینه های قوسی بزرگ برای به آتش کشیدن کشتی های دشمن استفاده می کرد به او منصوب می باشد.

این گفته بسیار دقیق نیز از او می باشد : “جایی برای ایستادن به من بدهید تا زمین را بلند کنم”. وی بر اساس همین گفته اقدام به حرکت دادن کشتی های سنگین با استفاده از قرقره های مرکب نمود. کاری که تا قبل از آن نیاز به تعداد زیادی کارگر داشت.

بنظر می رسد که ارشمیدس از قدرت تمرکز بسیار بالایی برخوردار بود و برخی از رویاتهای جالب نیز به بی خبری او از دنیای اطراف مرتبط می شود، بخصوص هنگامی که مشغول فکر کردن راجع به مسئله خاصی بود.

یکی از ماجراها مربوط می شود به سوء ظن پادشاهی - شاه هیرون - که می خواست بداند آیا در تاجی که برای او ساخته شده است به غیر از طلا از نقره هم استفاده شده است یا خیر. پادشاه برای اطمینان از ارشمیدس تقاضا کرد تا تاج را بررسی کند و داستان به آنجا کشید که ارشمیدس روزی در حمام توانست یکی از قوانین مهم فیزیک - هیدرواستاتیک - را کشف کند و در حالی که برهنه بود به خیابان دوید و گفت یافتم (Eureka)، یافتم.





نوع مطلب : تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، مقالات علمی، اطلاعات عمومی، 
برچسب ها : ارشمیدوس، ریاضیدان بزرگ،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد
کوروش پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 قبل از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. تقریبا” تمام مورخان و سیاحان و خاورشناسان از این مرد به نیکی یاد کرده اند.





ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه دانشمندان و نوابغ تاریخ ایران، تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، اطلاعات عمومی، 
برچسب ها : کورش کبیر، آرامگاه کورش کبیر، کورش، پادشاه ایرانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد
در بهار سال 334 قبل از میلاد، قشون پارمنیون (Parmenion) از افسران مورد اعتماد مقدونیان هنگام پادشاهی فیلیپ دوم (Philip II) و حامی بزرگ اسکندر، از داردانل (Dardanel) عبور کردند و ایرانیان از همان روزهای اول نتوانستند در برابر او از خود مقاومت منظمی نشان دهند. اسکندر پس از آنکه در ایلیون پیاده شد، استقلال این شهر را اعلام کرد و آنرا از پرداخت خراج به ایرانیان معاف داشت و سپس راه خود را پیش گرفت و به قوای اصلی ملحق شد.






ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، اطلاعات عمومی، 
برچسب ها : اسکندر و داریوش، پادشاهان ایران، جنگجویان ایران،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد
یوتاب{بزرگ بانوی ایرانی}

لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

در مظهر عشق جز نکو را نکشند
دیوانه و پست و زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آنکه او را نکشند
سورنا : سردار پارتی





ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، 
برچسب ها : حماسه های تاریخ، اسطوره های تاریخ، داستان های تاریخی، قهرمانان تاریخ،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد
آرش کمانگیر
{آرش کمانگیر که به آرش شیواتیر معروف است و در اوستا از او به نام ارخشه یاد شده}
آرش معروف به کمانگیر، از پهلوان‌های باستانی و اسطوره‌ای ایران است که در تیراندازی بسیار زبردست و بی‌مانند بود. او پس از شکست ایرانیان از تورانیان برای تعیین مرز دو کشور تیری را از نقطه‌ی شکست، ساری یا آمل، پرتاب کرد. تیر آرش پس از زمان درازی بر تنه‌ی درختی در مرو فرود آمد. مرز ایران این گونه تعیین شد، اما پیکر آرش، که همه‌ی نیروی خود را برای پرتاب آن تیر گذاشته بود، پاره پاره شد و او جان خود را در راه میهن از دست داد.

ادامه مطلب


نوع مطلب : اطلاعات عمومی، تاریخ و حماسه های اسطوره های ایران، 
برچسب ها : تاریخی، اسطوره های تاریخ، بزرگان تاریخ، دلاوران تاریخ، آرش کمانگیر،
لینک های مرتبط :


موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :