تبلیغات
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - وقتی کلام خدا در مراسم عروسی ...
 
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
قال الله عزّوجلّ : ولایت علی ابن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود. (عیون اخبارالرضا(ع
درباره وبلاگ


لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شرکت کنید
ادعیه، دعاهای عظیم الشان، ترفندهای کامپیوتر، رایانه، نرم افزارهای، شعرهای ناب، داستان های زیبا، اشعار شاعران ،برنامه های کاربردی، عکس ها، کتاب برای موبایل، کدهای جاوا اسکریپ، دانلود برنامه موبایل، دانلود برنامه کامپیوتر، دانلود برنامه های کاربردی، دانلود فیلم، دانلود مستند، دانلود عکس های مذهبی، دانلود نرم افزار، دانلود کلیپ، دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود کارتون، دانلود انیمیشن، دانلود کلیپ، دانلود برنامه، دانلود برنامه کاربردی، دانلود ابزار اینترنت، دانلود زندگینامه شهدا، دانستنی ها، دانستنیها، اطلاعات، برنامه های اندروید، اندروید موبایل

مدیر وبلاگ : محمد
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای تعجیل در ظهور آقا امام زمام علیه السلام انتخاب می کنید؟









سه شنبه 15 اسفند 1391 :: نویسنده : محمد

همه منتظر عاقد بودند تا مراسم عروسی که در نهایت سادگی برگزار شده بود به عقدی آسمانی تبدیل شود. بالاخره عاقد رسید. بلافاصله بعد از ذکر نام و ستایش خدا ، خواندن چند آیه از قرآن کریم و آرزوی خوشبختی برای زوج جوان خطبه عقد را خواند و سپس گفت : آیا من وکیلم ؟

سکوت در تمام آن خانه کوچک حکم فرما شده بود ، همه منتظر این جمله بودند که بشنوند " عروس رفته گل بچینه " ! اما ناگهان صدای مردی غریبه توجه همه را به خود جلب کرد . " این اراجیف چیه میگین ؟! حالا اینا رو نخونید اینا زن و شوهر نمیشن ؟! مهم اون نوشته اس که نوشته شده و همه میدونن . فاید ه ای که نداره برای چی میخونید اینارو ؟! مگه چه اتفاق مهمی میفته که این رو خوندید؟! "   و هر چه دلش خواست گفت . آری آن مرد کامران بود ، آخرین بار که دیدمش چند سال قبل بود که برای ادامه تحصیل می خواست به آمریکا برود. حسابی عوض شده بود ؛ قیافه اش ، رفتارش ، حتی لهجه اش هم حسابی عوض شده بود. اما حالا بعد از آن سالها در مراسم عروسی دختر عمویم دوباره او را دیدم.

میان مردم همهمه ای ایجاد شد . از پچ پچ هایشان می شد فهمید که شک و لرزه ای در نهادشان ایجاد شده است. همه شان چشم بر دهان عاقد دوخته بودند ، اما او هیچ نگفت.

عاقد برای بار دوم خطبه را جاری کرد  ... هنوز به انتها نرسیده بود که دوباره کامران خطبه را قطع کرد. اما این بار با الفاظی شدیدتر و محکم تر بر حرفهای خود پافشاری می کرد. دلایلش از قبل محکمتر شده بود. و جسارت را می شد در چشمانش دید.

همهمه میان مردم بیشتر شده بود. انگار باورشان شده بود که کامران راست می گوید. این بار پچ پچ هایشان بیشتر از قبل بر روی صحت حرفهای کامران بود. اما باز هم عاقد چیزی بر زبان نیاورد. و این سکوت عاقد شک آنان را بیشتر می کرد.

برای بار سوم عرض می کنم عروس خانم آیا من وکیلم شما را ....!  همان ابتدا کامران حرفهای عاقد را قطع کرد . چندی از مهمانان هم به طرفداری از او به پاخاستند

بی شعور ، احمق ، نادان ، کودن و ... !  اینها را عاقد گفت . کامران ناراحت شد و گفت : اینا رو به کی گفتی. عاقد گفت : به تو گفتم احمق بی شعور نادان  پست فطرت و...!  کامران بیشتر ناراحت شد و صدایش را بالاتر برد و سوال خود را دوباره تکرار کرد. اما عاقد دوباره همان فحش ها را نثارش کرد.

مجلس عروسی حسابی بهم ریخته بود ، همه متعجب از حرفهای عاقد و ناراحت  که او چرا این حرفهای زشت را گفته است و گوشه سالن نیز کامران با اخم های گره کرده و چشمانی که انگار می خواهند آتشش بزنند به فکر فرو رفته بود.

عاقد پرسید : آقا کامران مگه نمی گی حرف هیچ تاثیری نداره ؟ مگه نمی گی اینایی که توی خطبه عقد میخونن همش حرف هستش و یه مشت اراجیفه ؟   خب اگر میگی حرف تاثیری نداره پس چرا ناراحت شدی من بهت اون حرفها رو زدم ؟ تو که می گفتی حرف بی تاثیره و هیچ نقشی توی زندگی و رابطه ها نداره ، پس نباید ناراحت می شدی!

خطبه که تمام شد ، فقط مهر پشیمانی بر پیشانی مهمانان زده شد و تنها ماند کامران روسیاه . و بازهم خدایی که هیچ چیز را بیهوده نیافریده است.






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، قرآن، عروسی، غرب، روشنفکر، خطبه عقد، حلال، ازدواج، سادگی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 02:46 ب.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find the majority of your post's to be exactly I'm looking for.
Would you offer guest writers to write content for you? I
wouldn't mind producing a post or elaborating on a few of the subjects
you write regarding here. Again, awesome website!
یکشنبه 13 فروردین 1396 06:47 ب.ظ
It's going to be ending of mine day, but before end I am reading this great post to increase my know-how.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :